{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگذرد...

میگذرد...
حتی اگر امروزهم این میز را گرد گیری نکنی
بیرون بزن...
رها کن دلواپسی هایت را لطفا
درست وقتی که ما
نگران چینی های گل سرخمان بودیم
چیزهای زیادی شکسته است🌷🍃
#رویا_شاه_حسین_زاده
دیدگاه ها (۲)

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

part : 16ناگهان گلبرگ هارو پاره کرد و توی هوا پرتاب کرد& حدا...

محو زیبایی او پارت ۳۴ویو ته یونگ توی ماشین بابام بودن صندلی ...

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

اسم فیک = «محو اقیانوس نگاهت»پارت «40»ویو جئون آنجلیناحدود ظ...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط