{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جای مردان نیستم ...

جای مردان نیستم ...
اما از پدرم یاد گرفته ام ...
هیچگاه باعث اشک یک زن نباشم
تحمل میکنند ...
پا به پایت راه می ایند ...
خودشان را مقصر میدانند
اما ...
وای به ان شب که ...
همراه با اشک ،بغض کنند
حتی زمین و زمان را به یکدیگر ببافید ...
دیگر صدای خنده های از ته دلشان را نمی شنوید ...
دیدگاه ها (۳)

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

★دوست بچگی...p⁵یکسال از ندیدن نامجون می‌گذشت...اولش خیلی سخت...

«قمار عشق »part:20بعد از اون رابطه ای که داشتن هردو خسته رو ...

❄ ️جای مردان نیستم ...اما از پدرم یاد گرفته ام ...هیچگاه باع...

جای مردان نیستم ... اما از پدرم یاد گرفته ام ... هیچگاه باعث...

دریاچه عشق p4صبح از زبان ا/ت پنجره ام باز بود وبا باد سردی ا...

سناریو تهیونگ //به عنوان برادرت ا.ت « با رفتن تهیونگ آروم چش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط