{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیا عاشق

مافیا عاشق
پارت 19
ات: منم دوستت دارم ولی نگفتم چون فکر کردم که تو دوسم نداری و ازم متنفری
کوک: این چه حرفیه
ات: اول بایدقرار بزاریم و بعدتموم شدن درس و بعد
کوک پرید رو حرفم
کوک: بسه بسه چی خوردی ها بگو ببینم
ات: چی میگی قرار بود چیزی بخورم
منو کوک رفتیم کلاس نشستیم بعد اتمام کلاس
رفتیم خونه شمارهامون رو داشتیم ولی من ناراحت بودم
چون فکر میکردم اکه با این قرار بزارم قراره باز اون اتفاق بیافته و اصلا ولش هیچی نمیشه
دوسال بعد:
ویو ات:
هورا فردا اخرین روز مدرسه هست و دیکه تموم میشه و میتونم با کوکیم یا خرگوشم ازدواج کنم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

دوست دختر کوچولوی من

مهمونی خطرناکپارت=22به سمت سالن غذا خوری رفتیم و پشت میز نشس...

مهمونی خطرناکپارت=7ویو ات:بعد از اینکه کوک بهم توضیح داد یکم...

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

رمان :( تا وقتی که عاشقت شدم )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط