عشق پنهون(p4)

عشق پنهون(p4)

مکس:آها یه نقشه میتونم از کارا کمک بگیرم

(مکان:پیش کارا)

مکس:هییی کارا

کارا:سلام مکس چته؟

مکس:می‌دونی میدوریا و باکوگو باهم تو رابطه هستن؟

کارا:😆😆نه بابا.

مکس:چرا بابا.

نویسنده:و مکس کول ماجرا رو تعریف کرد

کارا:اون اون دکو ی لعنتی چطور تونست این کارو بکنه

مکس :بیا این دو تا رو از هم جدا کنیم نظرته؟

کارا:فکر خوبیه چطوری؟

مکس:فردا بهت میگم بای

کارا:باشه بای

نویسنده:بالاخره زنگ آخر رسید و دکو باید می‌رفت پیش باکوگو.
باکوگو که منتظر دکو بو و بلاخره خانم اومد

باکوگو:کجا بودی چه دیر رسیدی پرنسس✨(چه نازی می‌کشه😤)

میدوریا:وای معذرت می‌خوام کاچان منو ببخش🥺🥺

باکوگو:باشه بابا

میدوریا:میگم کاچان مارین داشتی کوفتی بیام؟

باکوگو:راستش می خواستم ازت بخوام بیای خونم

میدوریا:هاااا

باکوگو:ببین من فقط من می‌خوام درس کار کنیم همین اگه شد شب بمونی اونجا مامان بابام نیستن

میدوریا:باشه ولی باید به مامانم بگم

باکوگو:الان زنگ بزن بهش بگو

میدوریا:باشه

(بوق بوق)

میدوریا:سلام مامان خوبی
اینکو:سلام ایزوکو مرسی
میدوریا:مامان میشه برم خونه ی یکی از دوستام شب اونجا میمونم تا واسه امتحان فردا درس بخونیم
اینکو:باشه برو مامان جونم
میدوریا:مرسی مامان جونم خدافظ
اینکو:باشه خدافظ
(پایان تماس)

میدوریا:کاچان کاچان مامانم گذاشت

باکوگو:خب بریم

میدوریا:آره بریم

دوست داشتیم 🦋
اگه خوب بود نظر بدین
بوس بهتون😚🫂
دیدگاه ها (۵)

پارت هیفدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو <فردا صبح> (ای...

این هفته خیلی امتحان داشتم هفته بعدم زبان و علوم و ریاضی *به...

سناریوی شماره ۳ تک پارتی. نکته:من هرچی فکر کردم گفتم بزار ای...

سناریوی شماره ۲ تک پارتی.اسم:دکو تنهام نذار.زمان وقتی دکو از...

ریاکشن

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)کیریشیما با تعجب نگاهش می‌کرد.&:"ص...

سلام حالتون چطوره ؟ ما بعد از مدت ها ظهور کردیم و خب باید بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط