{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)

بازم پارت۹(در عمق نگاه تو)

کیریشیما با تعجب نگاهش می‌کرد.
&:"صبر کن ببینم... منظورت چیه که اوراراکا عاشق یه نفر دیگست؟"
*:"اون عاشق....."
...
وقتی وارد سالن شدند، هر دویشان ساکت بودند. کامیناری که از دور متوجه سکوتشان شده بود، به سمتشان رفت و گفت:
#:"چی شده؟ چرا حرف نمی‌زنید؟ بابا حرف بزنید دیگه"
&:"بیا بشین برات میگم"
کیریشیما و کامیناری کنار میزشان نشستند و مینا هم کنار میز خودش، دور از آن دو نفر، نشست.
#:"بگو چی بهت گفت؟"
موضوع را دوباره برای او بازگو کرد. پسرک از شدت ذوق و خوشحالی، فریادی سر کشید. همه به او چشم دوختند.
#:"ببخشید دوستان هیچی نیست."
بعد دوباره سر جایش نشست.
_پایان_____
این رمان کاملا فرضیه و من قصد توهین ب هیچکدوم از شیپر های ایزوچاکو رو ندارم🙏
امیدوارم خوشتون اومده باشه✨️

#باکودکو #باکوگو #کاچان #کاتسوکی #ایزوکو #دکو #میدوریا #باکوگو_کاتسوکی #مای_هیرو #ایزوکو_میدوریا
دیدگاه ها (۲)

پارت۹(در عمق نگاه تو)ایزوکو با تعجب او را نگاه می‌کرد. باید ...

آره دیگه مثلث عشقیش کردم😂روی شخصیتی ک خودم ساختمش و قراره از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط