{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماسک و کلاه مشکی پوشیده بود ...

ماسک و کلاه مشکی پوشیده بود ...
نامجون : متاسفم
*** : تو کیم نامجونی
نامجون : شما منو میشناسید ?!
صداش اشنا بود نکنه .... که با ضربه ای که به گردنم خورد بی هوش شدم

....................... 30 مین بعد .........................

وقتی بهوش اومدم توی یه اتاق بودم اتاق برام نااشنا بود که در باز شد و یه مرد کت شلواری اومد تو . . .
بادیگارد : لطفا با من بیاید
نامجون : من کجام ?!
بادیگارد : دنبالم بیاید میفهمید
از روی تخت بلند شدم و دنبالش رفتم هنوز یکم خوابالود بودم . . . پشت یه در وایستاد و در زد ...
بادیگارد : قربان
جئون : بیارش خودتم برو بیرون
بادیگارد : چشم
در برام باز کرد و گفت
بادیگارد : برید داخل
رفتم داخل یه مرد با موهای جوگندمی که از پنجره به بیرون خیره بود . . .
جئون : راحت باش ...
برگشت و با چشم به کاناپه های مشکی اشاره کرد . . . نشستم رفت سمت میز کاریش و روش نشست
جئون : تو کیم نامجونی ؟!
نامجون : بله ، مشکلی پیش اومده ?!
جئون : من بابای جئون جونگ کوکم احتمالا بشناسیش
نامجون : بله
جئون : میدونی دوستت داره یعنی به عبارت دیگه روت کراشه ...
نامجون : برید سر اصل مطلب
جئون : میخوام برای پسرم شی اگه اینکارو بکنی هفته ای 70 میلیون دلار بهت میدم میدونم وضع خونواده ات خوب نیست
نامجون : ممنونم اما رد میکنم
جئون : چی ؟!
نامجون : بابام چند روز دیگه با پسرتون قمار میکنه پس اگه پسرتون برنده بشه حتما تموم زندگیمونو ازمون میگیره من نمیخوام برای یه همچین ادمی بشم درزم زندگی که بدون عشق باشه که به درد نمیخوره
بعد گفتن حرفم رفتم سمت در اما با چیزی که گفت وایستادم ....
............
......
ادامه دارد
.......
..........
دیدگاه ها (۱)

My little fairy پری کوچولوی من پارت ۱ته: امروزم شرکت مثل روز...

the first lie

پارت ۲

......//برده ی زیبا//......

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_64پلاستیک رو باز کردم لباس خ...

My nurse

چند پارتی

Destiny part 2

My_idol

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط