{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
در زندگیم آموخته ام خالق باشم و آفریننده.
حتی اگر خالق لبخندی کوچک باشم بر لبانی
که محتاج آن لبخندند.
دستی باشم مهربان بر شانه ای که تنهاست.
و در مقابل بدی دیگران بد نباشم.
این نوع زندگی برای من یعنی خالق بودن.اما این کارم یک اما و اگر هم دارد...میگویم:
اگر آن فرد مهربانیم را نفهمید و با بی مهری پاسخ داد؛ چیزی از من کم نمیشود.
من یاد گرفته ام اگر در مقابل مهربانیم بدی دیدم؛ هرگز بدی نکنم.
در چنین مواقعی ادامه میدهم مهربانیَم را.
یکبار برای همیشه حذفش میکنم از دنیای کوچک و زیبایم.
من لحظات؛ دقایق؛ ساعات ؛ روزها و آدمهای زندگیم را خودم انتخاب میکنم.
آدمهای پیرامونم را به فواصل مقتضی با توجه به برخوردهایشان الک میکنم بر اساس درک و معرفتشان.و تعدادی برای همیشه حذف خواهند شد هم از حافظه ام هم از زندگیم.
و به گمانم رسیدن به این مرحله از زندگی یعنی رسیدن به درک و معنای درستی از معرفت و باورِ درستِ کلامِ مولانایِ جان که:
" گر تو با بد؛ بد کنی پس فرق چیست؟! "
ر

‏
دیدگاه ها (۶)

تولدت مبارک جونگکوکا تو برای من فقط یه خواننده نیستی ، تو یه...

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

Are they just stray kids...?

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟐𝟎 با خودش فکر کرد.‌ امکان نداره، جونگکوک‌ ...

عاشقانه های شبنم

و کم کم چشات تار شد ....وقتی بیدار شدی توی بیمارستان بودی ...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط