{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱


( چویا)

هی باز صبح شده باید برم مدرسه بلند شدم برای خودم صبحانه آماده کردم خوردم بعد رفتم لباس فرم مدارس رو پوشیدم و راه افتادم
مکان( داخل مدرسه)
وقتی که رسید م منتظر آتسوشی بودم که بیاد
& سلام..چویا .......ک...ون ببخ..شید د..یر آمد...م
( بچه ها نقه ها آتسوشی داره نفس نفس می نه)
+ هی از دست تو باشه بیا بریم تا استاد نیومده
& باش
( سر کلاس)
& هی چویا کون
+ هان
& اون ورو ببین
+ خوب
& اون همون پسره نیست که دیروز باهاش دعوا ت شد
+ اره
& نگاه داره میاد این سمت
- هی فکر کنم تو همون پسر دیروزی هستی اره؟
+ اره خوب که چی
- فکر کنم باید کنار ه تو بشینم شماره ی صندلیت چنده
+ ۸
- هی من ۷ من باید سر بشینم
+ اره بشین استاد امد
•
.
.
.
.
.
پایان ادامه دارد.
دیدگاه ها (۳)

با من بمان دازای : من دیگه نمیتونم ااهههآتسوشی: الاناست که ...

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۴: «حسادت» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: خیابون ...

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

آپدیت بابل سهون 🫧🪸🐥:آه، چرا این روزا انقدر هوس دوکبوکی می‌کن...

✨عشق سلطنتی ✨ پارت ۳

#عشق_مافیای_من پارت۳٠(بعد مدت ها) ادمین: راستی علامتا یادم ر...

part:۸

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

دهکده جادویی بانگو پارت ۱۲( پایان فصل اول )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط