#عشق_مافیای_من پارت۳٠(بعد مدت ها)

#عشق_مافیای_من پارت۳٠(بعد مدت ها)
ادمین: راستی علامتا یادم رفته همون اسمارو مینویسم
چویا: چ... چوکی.. ت.. تو دوباره... قدرتت..
چوکی: اره اره لعنتیی...*چویا رو ول کرد*
چوکی: لعنت به همتوننننن از همتون متنفرمممم *داد زد و از ساختمون فرار کرد*
دازای: چوکی*دستشو دراز کرد*
پل: ولش کن دازای این همش تقصی...*که یهو چویا با جاذبه پل رو به دیوار میچسبونه)
چویا؛ همش تقصیر توعه روانییییی. همشو برنامه ریزی کرده بودی... دعوا من و چوکی.... محبوبیت ناگهانی... همش زیر سر پوچ توعه پل رولاییینننن
پل: اروم اروم چیبی براش خوبه... بزار مثل مامان ایدل معروفی شه...
چویا: چطوراینو اینقدر راحت میگی بعد اینکه مامان به دست یه ادم عوضی کشته شد... چطور میخوای چوکی.. لعنتی...*پل رو ول کرد و اونم رفت دازای هم پشتت امد*
پل: نقشم داره عالی پیش میره
ــــــــــــ









خماریییی برای پارت بعد۵ لایک
دیدگاه ها (۰)

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

بهار بدون تو

ابلیس

[•] عمارت عشق [•] part ²²اتوکو:«عا... ببینم گفتی چند سالته؟»...

سلام بچه ها من امروز اومدم پارت و چند تا فیلم بزارم بعد برم ...

برده عمارت جئون

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

یک سگ زیادی ولگرد

لبخند قاتلپارت⁴⁵ویو جونگ‌کوکچند ثانیه بعد، چراغ‌ها دوباره رو...

رمان:هرگز ترکت نمی‌کنمپارت ۳ ( پارت آخر)ا.ت رو آوردن. طلسم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط