{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آورده‌اند که: توانگرزاده‌ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و

آورده‌اند که: توانگرزاده‌ای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچه‌ای مناظره درپیوسته که صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت زرین درو بکار برده، به گور پدرت چه ماند؟
خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر او پاشیده.
درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگ‌های گران برخود بجنبیده باشد، پدر من به بهشت رسیده باشد.
گلستان سعدی باب هفتم، در تأثیر تربیت

عکس آرامگاه سعدی از علی‌رضا نادری‌فرد


#دانستنیها
دیدگاه ها (۰)

#حکایت/ توانگر و درویش توانگر زاده‌ای را دیدم بر سر گور پدر ...

حکایت """""""""""""""توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نش...

حکایت ::::::::::::::توانگر زاده ای را دیدم بر سر گور پدر نشس...

✍ثروتمندزاده اى در كنار قبر پدرش نشسته بود و در كنار او فقیر...

#داستان_شب..ثروتمندزاده ای را در کنار قبر پدرش نشسته بود و د...

💝آرامش در آغوش طبیعت

ثروتمندزاده ای را در کنار قبر پدرش نشسته بود و در کنار او فق...

(۲۰۹)http://line.me/ti/p/~@XHS7100Lای صاحب مال، فضل کن بر در...

دانلود کتاب نمایشنامه آنتیگن - نویسنده سوفوکل

دانلود مجله دختران و پسران - شماره 445 - 18 مرداد 1352

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط