{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق های اسمانی

عشق های اسمانی

ویو لیسا.
لباشو گذاشت رو لبام اول از تعجب کاری نمتونسم کنم ولی تا ب خدم اومدم هلش دادمو یکی زدم ت صورتش
و فقط دوییدم بیرونن......
ویو ات
تهیونگو یادمه توی درسامون خونده بودم. جانشین برادر بزرگترش جین بود. قبل از جینم نامجون بود
صدام کرد ک متوجه شدم. زل زدم بش. سریع خودمو. جمع کردمو سلام کردم
ات: انیو گاشه سیو (سلام رسمیه ب زبان کره ای)
پسره ی بی شعور جواب سلامم نداد
بهم اشاره کرد بشینم
منم نشستم برام یکم چایی با طعم شکوفه هلو ریخت گفت ک بخورم منم ک از خدام بود ک یبار امتحان کنم چون تو سریالا زیاد دیده بودم ک دیدم شروع کرد ب حرف زدن
اول از همه. کاری نکن ک اصبانی بشم
از دستورم سر پیچی نکن
ب خدت اسیب نزن
وارثمو بدنیا بیار
دهنم وا مونده بود بعد سریع گفتم مگه من قراره همسرتتتت شمممممم با ی پوزخند نگام کردو گف
ته: ن تنها خدت بلکه دوستاتم قراره برای ما وارث بیاره چون از نظر ما شما از بهشت دوم اومدین
خندم گرفته بود ولی باشه ای گفتمو اجازه رفتن گرفتم گفت برو منم ب سرعت رفتم. نزدیکای اتاق بودم با چیزی ک دیدم دهنم وا موند

راستی ی چیزی. قراره خیلی خفن تر بشه اگه میخاین شخصیتی با اسمایی از ایدلا بدین اوناام اضافه کنم
دیدگاه ها (۸)

.......//برده ی زیبا//.......

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

*ویو ات *شب شده بود ساعت نزدیکای ۹ بود پس تصمیم گرفتم برم بی...

پارت 6 ویو آتدو روز از مسابقه گذشته بود.آت بالاخره احساس می...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

part3My beautiful vampireویو آت وقتی سرمو امردم بالا ی پسر ج...

پارت ۴ (سرنوشت)

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

رمان عشق ممنوع

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط