همسر کیست (استاد علی اکبر خانجانی)
از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد اول
(همسر کیست ؟)
خداوند در کتابش میفرماید که از جنس نفس هر کسی برایش همسری قرار میدهد و نیز می فرماید که مؤمن با مؤمن و کافر با کافر ازدواج می کند این ماهیت ازدواجهای طبیعی است که به نیت زناشوئی رخ می دهد . البته ازدواجهای مصلحتی و یا عقیدتی هم وجود دارند که از این قاعده مستثنی هستند . بنابراین آنچه که اساس طبیعی ازدواج را تشکیل میدهد که امری ماورای طبیعی بنظر میرسند و گاه به قسمت ازلى و تقدیر الهی نسبت داده میشوند اتفاقاً امرى كاملاً طبیعی میباشند و ماورای طبیعی بودن آن مربوط به جهل آدمی نسبت به نفس نهان خود است. همسر هر کسی نفس آشکار خود اوست که در مقابل او قرار گرفته است و لذا واضح ترین آئینه خودشناسی اوست آئینه بنمود چو نقش تو راست خودشکن آئینه شکستن خطاست. این حکمت بیش از هر رابطهای مربوط به زناشوئی است. لذا هر خطا و ستم و ناحقی که آدمی به همسر خود نسبت میدهد دقیقاً از خود اوست . لذا رابطه زناشوئی بزرگترین قلمرو خودشناسی و تزکیه نفس و خودسازی بشر است بشرط آنکه هر کسی هر عیبی را که در همسرش میبیند از خود بداند و به اصطلاح آن در خودش بپردازد تا از همسرش برطرف شود. این یک اصل ذاتی در هر رابطه ای است که در زناشوئی به اشدش حضور دارد و عمل میکند .
همسر تو نفس عریان خود توست و ضمیر پنهان توست که در مقابل تو عیان شده است . پس اگر ازدواج اساس ذاتی تمدن و دین و فرهنگ است بدین لحاظ است که هر کسی آئینه نفس خود را می یابد و خود را در همسرش به تماشا می نشیند . معامله ای که هر کسی با همسرش می کند در واقع با خودش می کند و سرنوشت خود را رقم میزند.اینست که سرنوشت هر کسی در ازدواجش تعیین می شود بدست خودش.
تالیف :«استاد علی اکبر خانجانی »
(همسر کیست ؟)
خداوند در کتابش میفرماید که از جنس نفس هر کسی برایش همسری قرار میدهد و نیز می فرماید که مؤمن با مؤمن و کافر با کافر ازدواج می کند این ماهیت ازدواجهای طبیعی است که به نیت زناشوئی رخ می دهد . البته ازدواجهای مصلحتی و یا عقیدتی هم وجود دارند که از این قاعده مستثنی هستند . بنابراین آنچه که اساس طبیعی ازدواج را تشکیل میدهد که امری ماورای طبیعی بنظر میرسند و گاه به قسمت ازلى و تقدیر الهی نسبت داده میشوند اتفاقاً امرى كاملاً طبیعی میباشند و ماورای طبیعی بودن آن مربوط به جهل آدمی نسبت به نفس نهان خود است. همسر هر کسی نفس آشکار خود اوست که در مقابل او قرار گرفته است و لذا واضح ترین آئینه خودشناسی اوست آئینه بنمود چو نقش تو راست خودشکن آئینه شکستن خطاست. این حکمت بیش از هر رابطهای مربوط به زناشوئی است. لذا هر خطا و ستم و ناحقی که آدمی به همسر خود نسبت میدهد دقیقاً از خود اوست . لذا رابطه زناشوئی بزرگترین قلمرو خودشناسی و تزکیه نفس و خودسازی بشر است بشرط آنکه هر کسی هر عیبی را که در همسرش میبیند از خود بداند و به اصطلاح آن در خودش بپردازد تا از همسرش برطرف شود. این یک اصل ذاتی در هر رابطه ای است که در زناشوئی به اشدش حضور دارد و عمل میکند .
همسر تو نفس عریان خود توست و ضمیر پنهان توست که در مقابل تو عیان شده است . پس اگر ازدواج اساس ذاتی تمدن و دین و فرهنگ است بدین لحاظ است که هر کسی آئینه نفس خود را می یابد و خود را در همسرش به تماشا می نشیند . معامله ای که هر کسی با همسرش می کند در واقع با خودش می کند و سرنوشت خود را رقم میزند.اینست که سرنوشت هر کسی در ازدواجش تعیین می شود بدست خودش.
تالیف :«استاد علی اکبر خانجانی »
- ۱.۶k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط