مربی موتور سوار
part 19
ویو ات .
از حرص تمام صورتم قرمز شده بود با حرص قهوه ی رئیس رو بردم اتاقش و وارد که شدم شروع کردم حرف زدن
ات . رئیس تو شرکت شایعه کردن من و شما رابطه داریم این چه وضعشه چه شرکتیه چپ و راست از طرفی کارکناش پیشناهاد های نابجا میدن از طرفی شایعه درست میکنن یعنی چی ؟
ته . اروم باش من رئیستم جلوت نشستم دوستت نیستم که اینطور با من صحبت میکنی
ته . هر اتفاقی هم افتاده باشه خودم حلش میکنم نیاز نیست اینجوری سر من حوار بکشی
ات بدون تردید گفت : تا تو درستش کنی ابرو من میره خودم درستش میکنم
ات با عجله از اتاق میخواست بره بیرون که تهیونگ جلوشون گرفت از ساعد دستش گرفت و
ته . کجا ؟
ات که کاملا کفری شده بود تا خواست دست ته رو بپیچونه و از اتاق خارج بشه ته واکنش نشون داد و گرفتش دقیقا از پشت انگار بغلش کرده بود که همون لحظه یکی از کارکنان شرکت وارد شد ته با عجله ات رو ول کرد و گفت
ته . قبل از وارد شدن در نمیزنن؟
@ . ببخشید خواستم بگم رئیس کیم اومده ( بابای ته )
.
.
.
ادامه دارد ...
پارت بعد درحال نوشتن
ویو ات .
از حرص تمام صورتم قرمز شده بود با حرص قهوه ی رئیس رو بردم اتاقش و وارد که شدم شروع کردم حرف زدن
ات . رئیس تو شرکت شایعه کردن من و شما رابطه داریم این چه وضعشه چه شرکتیه چپ و راست از طرفی کارکناش پیشناهاد های نابجا میدن از طرفی شایعه درست میکنن یعنی چی ؟
ته . اروم باش من رئیستم جلوت نشستم دوستت نیستم که اینطور با من صحبت میکنی
ته . هر اتفاقی هم افتاده باشه خودم حلش میکنم نیاز نیست اینجوری سر من حوار بکشی
ات بدون تردید گفت : تا تو درستش کنی ابرو من میره خودم درستش میکنم
ات با عجله از اتاق میخواست بره بیرون که تهیونگ جلوشون گرفت از ساعد دستش گرفت و
ته . کجا ؟
ات که کاملا کفری شده بود تا خواست دست ته رو بپیچونه و از اتاق خارج بشه ته واکنش نشون داد و گرفتش دقیقا از پشت انگار بغلش کرده بود که همون لحظه یکی از کارکنان شرکت وارد شد ته با عجله ات رو ول کرد و گفت
ته . قبل از وارد شدن در نمیزنن؟
@ . ببخشید خواستم بگم رئیس کیم اومده ( بابای ته )
.
.
.
ادامه دارد ...
پارت بعد درحال نوشتن
- ۱۰.۲k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط