{ love } part 16

تهیونگ pov

"پات ، پات در رفته ؟ خیلی درد داری؟ ۰نگران۰"

"خوب نیستم ، نمیتونم راه برم میشه.."

کتمو در آوردم و روش انداختم اوایل بهار بود و هوا مودی

"هیشش الان بغلت میکنم قشنگم تو سرتو میزاری روی شونم و به هیچ جا نگاه نمیکنی فهمیدی؟ "

بغلش کردم و مطمئن شدم سرش بین گردن و شونه منه و جایی رو نمیبینه تا روز دادگاه قیافه کتک خورده و له لورده اون دو تا حرومزاده‌ آخرین چیزی بود که دخترم باید میدید

نشستم توی ماشین ، پشت سرم پر از بادیگارد بود به محض بیرون رفتنم همشون سروار اون ماشینا شدن و راه افتادیم ، تو بغلم بود ولی چون نشستم بودم بهش دید کامل داشتم

"دختر کوچولوی درد کشیدم ، آهوی خوشگلم . هنوزم به همون اندازه اول زیبایی . کجات بیشتر از همه درد میکنه عزیزترینِ تهیونگ"

"پام..پای سمت راستم خیلی درد داره ته ته ۰بغض۰"

"چیزی نمیشه قشنگم الان میریم پیش دکتر کیم ، نامجون هیونگ دکترت من هم پرستارت بقیه هم هر کسی میدونه مسئولیتش چیه "

"منم بدونم "

"یونگی هیونگو جونگ کوک بدون مکث دنبال کارای شکایت و دهن سرویس اونا می‌گردن جین هیونگ هم که میدونی ، با جنا نونا واسه تقویت تو زمین و زمان و بهم میدوزن جیمین هیونگهم قراره خونه رو طوری بچینه که تا وقتی خوب شی همه چیز برات فراهم باشه و اذیت نشی ، جیهوپ هیونگ رو میخواستم بزارم اونجا که فقط روحیه بده ولی متاسفانه جیهوپ هیونگ داره یه تنه جور همه‌ی کارای منو میکشه و شرکت خودش رو هم هندل میکنه دخترا هم هر کدوم مثل سابق به پارتنرشون کمک میکنن "

"خیلی کامل و قشنگ توضیح دادی ، کایلی.."

"دخترمون وقتی امروز بلند شد و دید مامانش نیس تصمیم گرفت کل سد های کره رو برامون پر کنه از بس زار زده وایسا...چرا همش تو بپرسی خانوم خانوما؟ منم سوال دارم خب وا "

"بپرس عزیزم ۰لبخند۰"

"وقتی اومدم داخل چرا اون حرفا رو زدی؟"

"بابا گفت بهت بگم آقای کیم...و برات یه پسر به دنیا بیارم ، نمیخواستم ببینمش پس داشتم تایید میکردم...حسابی ناامیدت کردم نه ؟ ناامید ، ناراحت ، سر خورده و خیلی چیزای دیگه ۰بغض۰ "

"نکن لعنتی بغض نکن عزیزم ، چرا باید تا امید بشم ها؟ بهت چی گفته بودم؟ گفتم اگه جایی ضعیف عمل کردی و تبدیل به لی ا،ت تو سری خور شدی ، با کمک همسرت خودتو تقویت کن و به همون محل کیم ا.ت رو ببر تا انتقام بگیره ، این سری هم منتظر دعوای تو و کوک نشدم ، آبرو و شرف و مال و اموال و هر چیزی که داره با خاک میشونم ، آقای کیم...هه ، جنسیت بچم توسط یه حروم زاده از قبل باید تایین بشه؟ پسر بیار ... باشه چشم یه نوه‌ی پسر تقدیمت میکنم من یه فرشته کوچولو دارم و حالا حالا هم قرار نیست بچه‌ی دیگه‌ای بیاد چون یه فرشته در سایز بزرگ تر هم دارم که پرستاری میخود گیریم که بچه خواستم ، چه فرقی داره دختر یا پسر ؟ مثل مادر و خواهرش تاج سره دیگه من میگم این یارو__"

$قربان رسیدیم

دوباره برآید بغلش کردم و رفتیم داخل ، بعد از نگرانی و گریه و اشک و آه و ناله بقیه گذاشتم روی تخت تا نامی هیونگ بهش برسه

نامجون《پای سمت راستت خیلی درد داری دختر؟ در رفته باید جا بندازم》

جیهوپ《چجوری باید تحمل کنه هیونگ...ا.تی ما خیلی قویه ولی الان خیلی خیلی تو شرایط مزخرفی باید همچین دردی رو بکشه》

جین《تهیونگ تو بشین پشتش بغلش کن ، یه دستشو من میگیرم یه دستشو یونگی اینجوری اگه دردش بیاد دست مارو فشار میده ، هوپ هم این پاشو میگیره که نام موقع کارش اذیت نشه ، جونگ کوک تو هم یه لحظه گریه نکن از اون کنج بیا جلو خواهرتو ببین شاید خوشت اومد》

"اوپا ها من تحمل دردم بالاست نیازی نیست این همه تدبیر بچینیم فقط یه چیزی بین دندونام بدین بزارم همین ۰لبخند۰"

یونگی《غلط کردی ، تو دختر لوس مایی ماهام نازتو میکشیم ، باید سریع از این مرحله لعنتی عبور کنیم ، دخترا بیان کار اذیت کننده میشه ها 》



نامجون 《خدا به خیر کنه 》
دیدگاه ها (۷)

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

پارت ۲

این آهنگ خیلی دوست دارم امیدوارم خوشتون بیاد☺️☺️میخوام یه چی...

تکپارتی جونگ کوک

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

My Boy❄

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

‏🦙 [۰۹:۵۵ تا ۰۹:۵۷ به وقت کره]صبح بخیرمن و کیم سونگمین حسابی...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط