{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت
که ناآگاهانه به زنی تنه زد ..
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد ..
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :
مادمازل من لئون تولستوی هستم ..
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت :
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟!
تولستوی در جواب گفت:
✚ شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!
دیدگاه ها (۲)

برای "تظاهر" به دلبستگی دیگر بهانه‌ای ندارم! چقدر غریب و مبه...

'

در خیابان به من گفت: در این گرمای تابستان زیر چادر آب پز نمی...

خخخخخخ

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی ...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی ...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی ...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفتکه ناآگاهانه به زنی ت...

روزی لئون تولستوی در خیابان در حال قدم زدن بود که ناآگاهانه ...

جواب دندان شکن - جواب دندان شکنداستان کوتاهروزی لئون تولستوی...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفتکه ناآگاهانه به زنی ت...

روزی لئون تولستوی (نویسنده روسی) در خیابانی راه می رفت که نا...

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی ...

میگویند روزی #لئون_تولستوی در خیابانی راه میرفت که ناآگاهانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط