{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت

روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت
که ناآگاهانه به زنی تنه زد ..
زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد ..
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد
تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت :
مادمازل من لئون تولستوی هستم ..
زن که بسیار شرمگین شده بود، عذر خواهی کرد و گفت :
چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید ؟!
تولستوی در جواب گفت:
شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید!!
ازکتاب پر فروش و پر طرفدار"لطفا گوسفند نباشید "
————————
دیدگاه ها (۴)

؟؟؟

مورد داریم یه جوری پست های منو کپی میکنه انگار من مرجع تقلید...

چه صبحی میشه اون صبحی که با صدای گوشی از خواب بیدار میشی صدا...

��اخطار❌��اخطار❌��اخطار❌سگ درونم ازاد √•°است√•°با احتیاط ازا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط