1-_چی کناری سـر ره مندم تهنا چـه کُنم شو و رو

1-_چی کناری سـر ره مندم تهنا چـه کُنم شو و رو رهــــــگزرون بـــــــرد و کچک ایـــــــزنِنُم

2-_ایچو مردم ایزنن چـوُ بـــــــه درخـتا ثمری ار نیوهی بـه خدا وا تـور امشو ونَنُم های گلم

3-_تـــــــو بیو تـا بـونُـم سایـمَ سر بـافه پلت چـــــی چویـــل یــــــه دم بــــــــرفه دو بُـرگای خَلِت

4-_گرمسیر گـرم و ترسم بِنـِه افتو منه ریت گـلِ سهرو گــــــلِ بـا ویـــــنه کنم پـــر بغلتهای گلم

5-_مـــــــو کناری تـک و تنهایُم و تو کوگ دری از دل زهـــــم و زمندم تــــو فقط بـــــــــــــا خوری

6-_نـگمونم بـتری لونه بسازی بـُــن مــــــو کــه تــــو هم چــــــی دل مـــــــــو بیکسی و درو دری

7-_ضربت چــــــو وکُچک زید پرو بال مــو نه کند شیون بـــــــاد چپی لـــونِ تـــــونَ لز لشک مو ونــــد

8-_مـال کنون کـندو تونَ بُرد مو مندُم سر وار شـو روز ایـــــــــزنـنُـم بَـــــــــرد کـچـک جـــــــــــور کنـار

9-_پِــــرک بـالم ز تـونِ ار خش حـالُم ز تـــونِ مـثل مـو مندن مندیر تــــــــو کو گون بهار _ های گـلم

ترجمه:

1- همچو درختی تنها سر راهی ماندم شب و روز رهگذران و مردم به من سنگ پرتاب می کنند

2- در اینجا مردمانش به درختان پرثمر چوب می زنند اگر تو امشب نیایی مرا با تبر قطع خواهند کرد

3- تو بیا تا من سایه ام را روی مو یت بیندازم همچون بوته چویلی خوابیدهدربرف، دو ابروی کج و کمانی ات

4- گرمسیر گرم است و می ترسم آفتابش تو را آزار دهد تو را سر شار از گل قرمز و با بونه خواهم کرد ای گل من

5- من درختی(کنار) تنهایم و تو همچون کبک دری(بیابان) هستی از دل زخم خورده و خسته ام فقط تو خبر داری

6- گمان نکنم بتوانی در کنار من لانه ای بسازی که تو هم مثل دل من تنها و آواره ای

7- ضربه چوب و سنگ پرو بال های مرا شکست روز باد بدیُمن و خلاف جهت همیشگی لانه تو را از شاخه من جدا کرد

8- کوچ شروع گردید و تو را با خود برد و من تنها ماندم و مرا شبانه روز مثل درخت کنار (چنار) با سنگ می زنند

9- پرو بال من از توست و اگر حالم خوب هست بخاطر تو می باشد. کبک های بهاری هم مثل من منتظر تو هستند.
دیدگاه ها (۱)

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

‍ 🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْ...

داستان کودکانه «جادوی لبخند در قصر سایه‌های خاکستری» به نویس...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط