{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز که پیغمبــر

یک روز که پیغمبــر

درگرمی تابستان

همراه علی می رفت

درسایه ی نخلستان

دیدندکـه زنبوری

ازلانه ی خود زد پـر

آهسته فرود آمد

بردامن پیغمبر

بوسید عبایش را

دورقـدمش پر زد

برخاک کف پایش

صد بوسه ی دیگر زد

پیغمبـر از او پرسید :

آهســته بگـو جانم

طعم عسلت از چیست!؟

هـر چند که میدانم

زنبـــور جوابش داد

چون نـام تـو می گـویـم

گــُل می کنـد از نامت

صـد غنـچه به کنـدویـــم

تـا نـام تـو را هـر شب

چون گل به بـغـل دارم

هـرصبـح که برخیــزم

درسینــه عسل دارم

از قنـد و شکـــر بهتــر

خوشـتر ز نبـات است این

طعم عسل از من نیست

طعم صلوات است این



عید سعید مبعث برهمگی دوستان مبارک.
دیدگاه ها (۳۵)

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخلستا...

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخلستا...

شعر زنبور عسل و پیامبر (ص) یک روز که پیغمبــردرگرمی تابستانه...

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی میرفت درسایه نخلستاند...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه علی میرفت در سایه...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه یاران رفت در ...

#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم 🌸 یک روز که پیغمبر ...

✘ یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه یاران رفت در سا...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه یاران رفت در سایه ...

﷽؛❄️ شعر کودکانه #طعم_صلوات💕 یک روز که پیغمبر ، از گرمیِ تاب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط