یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستان

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستان
همراه علی میرفت درسایه نخلستان
دیدندکه زنبوری ازلانه خود زد پر
آهسته فرودآمدبردامن پیغمبر
بوسیدعبایش رادورسراو پر زد
برخاک کف پایش صدبوسه دیگرزد
پیغمبرازاوپرسید:آهسته بگوجانم
طعم عسلت ازچیست؟هرچندکه میدانم
زنبورجوابش داد:چون ذکرتورادرشب چون گل به بغل دارم
هرصبح که برخیزم درسینه عسل دارم
ازقندوشکربهترخوشترزنبات است این
طعم عسل ازمن نیست،طعم صلوات است این
الهم صل علی محمد وآل مخمد
عیدتون مبارک
دیدگاه ها (۴)

یک روز که پیغمبــردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخل...

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخلستا...

شعر زنبور عسل و پیامبر (ص) یک روز که پیغمبــردرگرمی تابستانه...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه یاران رفت در ...

یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستانهمراه علی می رفتدرسایه ی نخلستا...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه علی میرفت در سایه...

یک روز که پیغمبر(ص) در گرمی تابستان همراه علی (ع) ، می رفت د...

یک روز که پیغمبر، در گرمی تابستان همراه علی میرفت، در سایه ن...

طعم #صلواتیک روز که پیغمبر(ص)از گرمی تابستانهمراه علی می رفت...

یک روز که پیغمبر در گرمی تابستان همراه یاران رفت در سایه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط