یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستان
یک روزکه پیغمبردرگرمی تابستان
همراه علی میرفت درسایه نخلستان
دیدندکه زنبوری ازلانه خود زد پر
آهسته فرودآمدبردامن پیغمبر
بوسیدعبایش رادورسراو پر زد
برخاک کف پایش صدبوسه دیگرزد
پیغمبرازاوپرسید:آهسته بگوجانم
طعم عسلت ازچیست؟هرچندکه میدانم
زنبورجوابش داد:چون ذکرتورادرشب چون گل به بغل دارم
هرصبح که برخیزم درسینه عسل دارم
ازقندوشکربهترخوشترزنبات است این
طعم عسل ازمن نیست،طعم صلوات است این
الهم صل علی محمد وآل مخمد
عیدتون مبارک
همراه علی میرفت درسایه نخلستان
دیدندکه زنبوری ازلانه خود زد پر
آهسته فرودآمدبردامن پیغمبر
بوسیدعبایش رادورسراو پر زد
برخاک کف پایش صدبوسه دیگرزد
پیغمبرازاوپرسید:آهسته بگوجانم
طعم عسلت ازچیست؟هرچندکه میدانم
زنبورجوابش داد:چون ذکرتورادرشب چون گل به بغل دارم
هرصبح که برخیزم درسینه عسل دارم
ازقندوشکربهترخوشترزنبات است این
طعم عسل ازمن نیست،طعم صلوات است این
الهم صل علی محمد وآل مخمد
عیدتون مبارک
- ۹۱۰
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط