#میراث_ابدی 💜پــارت³⁷💜 کپ👇

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــ بله.
پرنسس خانم: با هم دوست بشیم؟
ــ بله؟
پرنسس خانم: آخه من تو قصر هیچ دوستی ندارم.
ــ خب..
پرنسس خانم: پس قبوله. اسمت چیه؟
ــ شوگا.
پرنسس خانم: شوگا. منم میورانگ صدا بزن.
ــ ولی..
پرنسس خانم: ولی نداره.
*مانیـا
از قدرت میورانگ میترسم. میترسم نتونه کنترلش کنه. قدرتشو نمیدونم از کجا آورده. وقتی باردارش بودم همیشه گرمم میشد. تا الان خیلی خوب تونسته قدرتشو کنترل کنه.........
یعون: خانم بریم بانوان منتظرن.
ــ باشه.
جلسه ای با همسران درباریان داشتیم. هر هفت روز یک بار همدیگرو ملاقات میکنیم. البته فقط با جناح راست. رسیدیم به محل. همه به احترامم بلند شدن. نشستیم.......
لینا: خب امروز قراره چیکار کنیم؟
وولهی: نقاشی کنیم؟
ــ موافقم.
شروع کردیم به کشیدن نقاشی.. نقاشیمونو تموم کردیم. ندیمه سو با عجله اومد........
ندیمه سو: بانوی من پرنسس خانم گم شدن هر چقدر دنبالش گشتیم پیداشون نکردیم.
ــ چی؟
ندیمه سو: بانوی من لطفا منو مجازات کنید.
یعون: آخرین بار کجا دیدیشون؟
ندیمه سو: گلخونه سلطنتی.
ــ بریم اونجا.
بلند شدم. سرم گیج رفت زود دستمو گذاشتم رو میز.......
وولهی: بانوی من حالتون خوبه؟
یعون: بازم اونجوری شدید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#میراث_ابدی #bts
دیدگاه ها (۱۰)

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓t3 ⊹˚₊𐙚𓆩♡𓆪 ─────────────── 𓆩♡𓆪🌷 ویو آت ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟖چند ثانیه همون‌جا وایسادن.صدای تیراند...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

دیدار باتو (part 2)

سناریو مایکی{جنگل چشمات}خیلی آروم پاکش کرد. و بعد چشماشو بست...

Enemys Embrsce [ part 38 ]

جنگ برای تو ( پارت 23)

#میراث_ابدی۲ 💜پــارت۲۳💜 کپ👇

پارت ③⑧ترنم٭خب خب بالاخره این روزی که منتظرش بودم رسید.بله ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط