{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز یک دوستی آمد دایرکت

امروز یک دوستی آمد دایرکت
گفت آقا بی کاری حوصله داری
ممکلت ریخته به هم همه دارن تو فقر میلولن
یکی باید به من کمک کنه
بعد تو آمدی میگی بیا کمک کن

گفتمش خونه داری؟
گفت آره
گفتمش ماشین داری؟
گفت ایرانی
گفتمش کار ثابت داری؟
گفت آره ولی بخور نمیر
گفتمش صبحونه و شام و نهار گیرت میاد؟؟
گفت اونقدرا دیگه بدبخت نیستم
گفتمش من آدم می شناسم
یک روز سرکاره ده روز بیکار
خودش و زن و بچه اش توی یک اتاق 12 متری اجاره ای زندگی میکنه
ماشین که نه
دوچرخه هم نداره
بعید هم میدونم بتونه سه وعده غذا بخوره در روز
ولی ماه به ماه یه مبلغی را گذاشته برای کمک به فقرا
به کمی و زیادی حساب بانکیت نیست
به بزرگی دله
شیعه باید دریا دل باشه و سلام
دیدگاه ها (۱)

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

قسمت30By your sideفیلممون تموم شد و رفتیم توی اشپزخونه نهار ...

پارت 103چند ساعته دنبال یه تالار خوبیم اما به دلمون نمی شینه...

قلب سیاه pt47بعد از چند دقیقه جونکوک تلفن رو قطع کرد و کمی ا...

پارت ۱۳علامت جی _ علامت ا.ت++چه درخواستی ؟ _بابام یک شرط گذا...

ای کاش مهم بودم ):پارت ۷:یهو کلارا با یاد آوری خاطرات میزنه...

🌹 رزهای خونینپارت دومصبح روز بعد، یونا مثل همیشه زودتر از سا...

Vagty ashege ye dokhtare nabina mishee ♡ p2

his favorite strawberry

سناریو بی تی اس درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط