ای کاش مهم بودم ):
ای کاش مهم بودم ):
پارت ۶:
یهو کلارا با یاد آوری خاطرات میزنه زیر گریه که باعث تعجب پسرا میشود
جین : عزیزم چرا گریه میکنی
کلارا : هق هق من دیگه دختر نیستم هق هق ( با گریه )
جیهوپ : قشنگم چیزی نیست که
کلارا : میگی چیزی نیست من دیگه دختر نیستم شدم یه هرزه ( با گریه )
جونگ کوک : ته میمردی نگی
تهیونگ : فکر نمیکردم اینجوری بشه تقصیر منه
کلارا : نه تقصیر منه اگر آنقدر باهاش کل کل نمیکردم کار به اینجا ها نمیکشید....اگر....اگر چیزی نمیگفتم الان دختر بودم ( با گریه شدید)
نامجون : قربونت برم تقصیر تو نبوده او یه آدم کثیف بوده نمیشه که خودتو مقصر بدونی
کلارا چیزی نمیگه و گریه میکنه که نامجون دستش را روی گونه کلارا میکشه
نامجون : لطفاً دیگه گریه نکن
کلارا : نمیتوانم ( گریه شدید تر )
نامجون کلارا را بغل میکند و بقیه پسرا هم کلارا را بغل میکنند کلارا اولش تعجب کرد آخه هیچوقت پسرا او را بغل نمیکردند کمکم کلارا گریه اش بند آمد پسرا از بغل کلارا بیرون آمدند و جیمین با دستش اشک های کلارا را پاک کرد
جیمین : آفرین دختر خوب دیگه نبینم گریه کنی
کلارا : ( میخنده)
جونگ کوک : ای من فدای خنده هات بشم
کلارا : خدا نکنه
در همین لحظه دکتر وارد اتاق میشود و به سمت کلارا میرود
دکتر : خوب باید معاینه ات کنم
کلارا سرش را به معنی «باشه» تکان میدهد و روی تخت دراز میکشد و پسرا هم کنار وایساده بودند دکتر بعد از چند دقیقه معاینه گفت :
باید یه مدتی استراحت مطلق کنی تا خوب بشی
کلارا : چند روز ؟
دکتر : دو ماه
کلارا : چی دو ماه خیلی زیاده
دکتر : دخترم با این وضعی که تو داری دو ماه هم واست کمه
کلارا : ولی من خوبم
دکتر : خوبی ؟ دخترم سه تا از دنده هایت با یکی از دست و پات شکسته بعدش هم بدنت ضربه زیادی خورده و تازه عمل کردیم
نامجون : راست میگه.... چشم
دکتر : من چند تا قرص هم برات مینویسم که باید به موقع مصرف بشه
شوگا : خیلی ممنون
دکتر به سمت در رفت
دکتر : پس حواست به خودت باشه تا بدنت خوب بشه
کلارا : ولی من بهش عادت دارم ( خیلی آروم گفت ولی پسرا شنیدند )
دکتر از اتاق بیرون رفت و پسرا تو اتاق بودند
شوگا : چیزی میخواهی برا بیارم
کلارا : نه ممنون
جیمین : مطمئنی
کلارا : آره من خوبم
جین : دختر تو چرا آنقدر میگی خوبی با اینکه اینهمه آسیب دیدی
کلارا : خب شاید بهش عادت دارم ( آروم ) من خوبم
پسرا ناراحت میشوند چون حرفی که کلارا آروم زد را فهمیدند
کلارا : چرا یه دفعه ای ناراحت شدید
تهیونگ : کلارا ما متأسفیم
کلارا : برای چی
جونگ کوک : برای اینکه تمام مدت اذیتت کردیم به جای اینکه باهات خوب باشیم همیشه کتکت میزدیم و بخاطر ما باعث شد تو عمل بشی همش تقصیر ما است ( بغض)
کلارا : من هنوز نفهمیدم چه عملی
جیهوپ : دکتر بهمون گفت بخاطر کتک های زیاد خونریزی داخلی کردی و تو ۵ روز اینو از ما مخفی کردی و بخاطر همین عملت
کردند و فهمیدیم کتک های زیاد بخاطر اون روز بود که ۷ ساعت تمام کتکم زدیم
کلارا : هفت ساعت نه ۱۱ ساعت
جیمین : چی ولی ما یادمونه هفت ساعت
کلارا : شما از کل ماجرا خبر ندارید
نامجون : عزیزم میشه توضیح بدید اون روز چیشده بود
کلارا : ( تمام ماجرا اون روز را تعریف میکند )
شوگا : یعنی ما بخاطر این زدیمت
جیهوپ : چرا به ما نگفتی
کلارا : هی بهتون گفتم ولی گوش ندادید
تهیونگ : ما واقعا متاسفیم تازه فهمیدیم چه غلطی کردیم لطفاً ما را ببخش ( بغض )
جونگ کوک : قول میدم دیگه تکرار نکنیم ( بغض)
کلارا : من شما را بخشیدم
جیهوپ : راست میگی
کلارا : آره
شوگا : ای من قربون اون دل مهربونیت برم من ( سر کلارا را بوس میکند )
کلارا میخنده
یه پرستار وارد اتاق میشود
پرستار : لطفاً یک نفر برای ترخیص بیاید
نامجون : بیمار مرخصه ؟
پرستار: آره
جین : باشه الان می آییم
جین: من میرم شما هم کلارا ببرید تو ماشین
پسرا : باشه
جین از اتاق بیرون میرود کلارا بلند میشود
شوگا : کمک میخوای
کلارا : نه خودم میتونم
کلارا بلند میشود یهو سرش گیج میرود و دستش را روی شونه جیمین میگذارد
جیمین : چی شد خوبی
کلارا : آره چیزی نیست
جیمین : یعنی چی چیزی نیست وایسا کمک کنم
کلارا : راضی به زحمت نیست
جیهوپ : راست میگه اصلا منم می آیم کمک
جیمین و جیهوپ با هم کلارا را آماده میکند و او را روی ویلچر میگذارند و از اتاق خارج میشوند و به سمت ماشین میروند شوگا کلارا را با احتیاط بغل میکند و روی صندلی میگذارد و ویلچر را سر جای خودش میگذارند و داخل ماشین می نشینند کلارا کنار شوگا بود کلارا سرش را روی شونه شوگا گذاشت
شوگا :........
پارت ۶:
یهو کلارا با یاد آوری خاطرات میزنه زیر گریه که باعث تعجب پسرا میشود
جین : عزیزم چرا گریه میکنی
کلارا : هق هق من دیگه دختر نیستم هق هق ( با گریه )
جیهوپ : قشنگم چیزی نیست که
کلارا : میگی چیزی نیست من دیگه دختر نیستم شدم یه هرزه ( با گریه )
جونگ کوک : ته میمردی نگی
تهیونگ : فکر نمیکردم اینجوری بشه تقصیر منه
کلارا : نه تقصیر منه اگر آنقدر باهاش کل کل نمیکردم کار به اینجا ها نمیکشید....اگر....اگر چیزی نمیگفتم الان دختر بودم ( با گریه شدید)
نامجون : قربونت برم تقصیر تو نبوده او یه آدم کثیف بوده نمیشه که خودتو مقصر بدونی
کلارا چیزی نمیگه و گریه میکنه که نامجون دستش را روی گونه کلارا میکشه
نامجون : لطفاً دیگه گریه نکن
کلارا : نمیتوانم ( گریه شدید تر )
نامجون کلارا را بغل میکند و بقیه پسرا هم کلارا را بغل میکنند کلارا اولش تعجب کرد آخه هیچوقت پسرا او را بغل نمیکردند کمکم کلارا گریه اش بند آمد پسرا از بغل کلارا بیرون آمدند و جیمین با دستش اشک های کلارا را پاک کرد
جیمین : آفرین دختر خوب دیگه نبینم گریه کنی
کلارا : ( میخنده)
جونگ کوک : ای من فدای خنده هات بشم
کلارا : خدا نکنه
در همین لحظه دکتر وارد اتاق میشود و به سمت کلارا میرود
دکتر : خوب باید معاینه ات کنم
کلارا سرش را به معنی «باشه» تکان میدهد و روی تخت دراز میکشد و پسرا هم کنار وایساده بودند دکتر بعد از چند دقیقه معاینه گفت :
باید یه مدتی استراحت مطلق کنی تا خوب بشی
کلارا : چند روز ؟
دکتر : دو ماه
کلارا : چی دو ماه خیلی زیاده
دکتر : دخترم با این وضعی که تو داری دو ماه هم واست کمه
کلارا : ولی من خوبم
دکتر : خوبی ؟ دخترم سه تا از دنده هایت با یکی از دست و پات شکسته بعدش هم بدنت ضربه زیادی خورده و تازه عمل کردیم
نامجون : راست میگه.... چشم
دکتر : من چند تا قرص هم برات مینویسم که باید به موقع مصرف بشه
شوگا : خیلی ممنون
دکتر به سمت در رفت
دکتر : پس حواست به خودت باشه تا بدنت خوب بشه
کلارا : ولی من بهش عادت دارم ( خیلی آروم گفت ولی پسرا شنیدند )
دکتر از اتاق بیرون رفت و پسرا تو اتاق بودند
شوگا : چیزی میخواهی برا بیارم
کلارا : نه ممنون
جیمین : مطمئنی
کلارا : آره من خوبم
جین : دختر تو چرا آنقدر میگی خوبی با اینکه اینهمه آسیب دیدی
کلارا : خب شاید بهش عادت دارم ( آروم ) من خوبم
پسرا ناراحت میشوند چون حرفی که کلارا آروم زد را فهمیدند
کلارا : چرا یه دفعه ای ناراحت شدید
تهیونگ : کلارا ما متأسفیم
کلارا : برای چی
جونگ کوک : برای اینکه تمام مدت اذیتت کردیم به جای اینکه باهات خوب باشیم همیشه کتکت میزدیم و بخاطر ما باعث شد تو عمل بشی همش تقصیر ما است ( بغض)
کلارا : من هنوز نفهمیدم چه عملی
جیهوپ : دکتر بهمون گفت بخاطر کتک های زیاد خونریزی داخلی کردی و تو ۵ روز اینو از ما مخفی کردی و بخاطر همین عملت
کردند و فهمیدیم کتک های زیاد بخاطر اون روز بود که ۷ ساعت تمام کتکم زدیم
کلارا : هفت ساعت نه ۱۱ ساعت
جیمین : چی ولی ما یادمونه هفت ساعت
کلارا : شما از کل ماجرا خبر ندارید
نامجون : عزیزم میشه توضیح بدید اون روز چیشده بود
کلارا : ( تمام ماجرا اون روز را تعریف میکند )
شوگا : یعنی ما بخاطر این زدیمت
جیهوپ : چرا به ما نگفتی
کلارا : هی بهتون گفتم ولی گوش ندادید
تهیونگ : ما واقعا متاسفیم تازه فهمیدیم چه غلطی کردیم لطفاً ما را ببخش ( بغض )
جونگ کوک : قول میدم دیگه تکرار نکنیم ( بغض)
کلارا : من شما را بخشیدم
جیهوپ : راست میگی
کلارا : آره
شوگا : ای من قربون اون دل مهربونیت برم من ( سر کلارا را بوس میکند )
کلارا میخنده
یه پرستار وارد اتاق میشود
پرستار : لطفاً یک نفر برای ترخیص بیاید
نامجون : بیمار مرخصه ؟
پرستار: آره
جین : باشه الان می آییم
جین: من میرم شما هم کلارا ببرید تو ماشین
پسرا : باشه
جین از اتاق بیرون میرود کلارا بلند میشود
شوگا : کمک میخوای
کلارا : نه خودم میتونم
کلارا بلند میشود یهو سرش گیج میرود و دستش را روی شونه جیمین میگذارد
جیمین : چی شد خوبی
کلارا : آره چیزی نیست
جیمین : یعنی چی چیزی نیست وایسا کمک کنم
کلارا : راضی به زحمت نیست
جیهوپ : راست میگه اصلا منم می آیم کمک
جیمین و جیهوپ با هم کلارا را آماده میکند و او را روی ویلچر میگذارند و از اتاق خارج میشوند و به سمت ماشین میروند شوگا کلارا را با احتیاط بغل میکند و روی صندلی میگذارد و ویلچر را سر جای خودش میگذارند و داخل ماشین می نشینند کلارا کنار شوگا بود کلارا سرش را روی شونه شوگا گذاشت
شوگا :........
- ۲۳۷
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط