{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت30

قسمت30
By your side

فیلممون تموم شد و رفتیم توی اشپزخونه نهار درست کردیم و اوردیم سر میز غذا و خوردیم،بعد که غذا تموم شد منو شقایق خواستیم ظرفارو بشوریم که چانیول اومد و گفت:
هیی شقایق برو اونور منو رز باهم میشوریم
شقایق یه پوزخند زد و رفت کنار،داشتیم با چانی حرف میزدیم،چانی گفت:
رز،چندتا دوسم داری؟
یه دونه
یه دونه؟
اره،قد یه دنیا
چانیول با دست صابونیش زد سر دماغم
ییااااا چااانیوللللل
چانیول خندید
بعد از اینکه ظرفارو شستیم اومدیم توی پذیرایی و روی کاناپه پیش شقایق نشستیم؛داشتیم حرف میزدیم که موبایل شقایق زنگ خورد
اا بکیه
گوشیو برداشت
سلام
سلام کجایی؟
خونه
وقت داری بریم بیرون؟
اوهوم..اره
خب پس دو دقیقه دیگه بیا من دم در وایسادم
اوکی
شقایق زود لباسشو پوشید و رفت
رز بنظرت چی بین این دوتاست؟
نمیدونم،فقط یه دوستن
شاید،میای خودمونم بریم بیرون؟
بریم کجا؟
نمیدونم
بریم دور بزنیم
اوکی
رفتم لباسمو پوشیدم و سوار ماشین شدیم و راه افتادیم.

شقایق:
شقایق سوار ماشین شد و بکهیون گفت:
کجا بریم؟
نمیدونم
دشت دئگو چطوره؟
با اینکه نمیدونم کجاست ولی بریم
به طرف دشت دئگو راه افتادن و وقتی رسیدن توی ماشین نشسته بودن و بیرون نمی اومدن که کسی نشناستشون
وووااااییی چقدر اینجا خوشگللهه
اره خیلی خوشگله،کمربندتو چرا نبستی؟
نمیخوادد
میخواد
بکهیون داشت برای شقایق کمربندشو میبست،خیلی به هم نزدیک شده بودن،بکی سرشو بلند کرد و توی چشمای شقایق نگاه کرد و رفت عقب
الان دیگه چرا بستی؟الان که وایسادیم
بلخره میخوایم حرکت کنیم...
داشتن به دشت نگاه میکردن که بکی گفت:
شقایق یه سوال بپرسم؟
بپرس
دوست پسر داری؟
نه
کسی هست که دوسش داشته باشی؟
اوهوم،چطور؟
همینطوری،کی هست؟
نمیگم رازه،تو چطور؟
نه ندارم ولی از یه نفر خوشم میاد
کی؟؟
کسی که الان کنارم نشسته
شقایق مات و مبهوت مونده بود و بکی خندید و گفت:
حالا تو بگو
چچیی؟
بگو کیو دوست داری؟
امم...اممم...منم کسیو که الان جلوم نسشته دوست دارم
ههااا؟(با تعجب)
شقایق لبخند زد و بکی هم لبخند زد،شقایق خیلی خجالت میکشید و توی صورت بکی نگاه نمیکرد.....

رفتیم بیرون داشتیم دور میزدیم که گوشی چانی زنگ خورد،از کمپانی بود
سلام
سلام آقای پارک چانیول،میتونید بیاید کمپانی؟
الان؟
بله
باشه الان میام
گوشی رو قطع کرد و به من گفت:
واایی رز ببخشید باید برم کمپانی
اشکال نداره منم میخواستم برم خونه یکم درس داشتم چند روز نبودم(لعنتی از دهنم پرید)
چرا نبودی؟
امم...مریض بودم
اها،راستی یادم رفته بود بهت بگم،ما قراره برای یه ماه بریم کانادا
ااووههه یه ماااهه؟
اوهوم
خیلییههه
اره،پس فرداشب میام دنبالت بریم خونه سوهو اونجا جعمیم
اوکی
منو رسوند خونه و رفت..رفتم توی خونه و کتابمو اوردم و تکلیفمو نوشتم و رفتم جلوی تلویزیون نشستم که شقایق اومد،با یه لبخند ملیحی وارد شد
سلام
سلام
اومد و کتار من نشست
رز خبر داری اکسو میخوان برن کانادا برای یه ماه؟
ارررهه،یه ماه خیلیهههه
ارهه خیلیهه....
بعد یکم حرف زدیم و خواستیم بخوابیم که چانی برام زنگ زد
سلام
سلام
چیکار میکنی؟
هیچی میخواستیم بخوابیم،تو چی؟
منم خواستم بخوابم ولی دلم میخواد تا صبح باهات حرف بزنم
منم همینطور
رز؟
جان؟
میشه تا صبح پشت خط باشیم؟
اوهوم
پس صبح هروقت خواستی بری دانشگاه منو هم بیدار کن
اوکی،خب بخوابیم؟
اره،شب بخیر
شب بخیر....
#exo
#fake
#اکسو
#فیک
دیدگاه ها (۶)

پارت ۷ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو دامیل بعد از کتاب خونهدامیل...

Part40ویو نیلا صبح با دل درد خیلی بدی بیدار شدم زیر شکمم تیر...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

یعنی -واقیعت-داره -یا رویاست؟؟P9آنیا داشت می‌رفت سمته کلاس ک...

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا توی مدرسهمثل میشه وقت...

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

حسم به تو... (فصل2

وقتی داداشت ناتنیت بود.پارت دوم.ویو ات با الارم گوشیم بیدار ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط