گفـت امشـب غزلـی گـو کـه دلـم شاد کنـی
گفـت امشـب غزلـی گـو کـه دلـم شاد کنـی
لحــن شیـوای مــرا صــاحب فریاد کنــی
غزلی کــه پُر از احساس دل شــیرین اســت
سـینه ی کـــوه دلم تشـنه فرهــــــــاد کنـی
خـــاطره میگذرد از سرِ جـــوی دل مـــن
کاش در خـــاطره ات بــاز مـرا یـــــاد کنــی
حـــرف دیـوانگی و عـاشقی و دربنـــدی
زده ای تا کـه دمی، قلـب من آزاد کنــی
خواب هم آمده تا مست شود از چشمت
بوسه برچشم تو زد خواب که تو داد کنی
داد مستی و شــعف می رسد ازچشم خمار
کوی عشق و طــرب از چشم توایجاد کنی
گفــت #پروانــه بیا باقــدمت ویــران کــن
خانه ای را کـه زغـم باز تـو بنیـاد کنـی
لحــن شیـوای مــرا صــاحب فریاد کنــی
غزلی کــه پُر از احساس دل شــیرین اســت
سـینه ی کـــوه دلم تشـنه فرهــــــــاد کنـی
خـــاطره میگذرد از سرِ جـــوی دل مـــن
کاش در خـــاطره ات بــاز مـرا یـــــاد کنــی
حـــرف دیـوانگی و عـاشقی و دربنـــدی
زده ای تا کـه دمی، قلـب من آزاد کنــی
خواب هم آمده تا مست شود از چشمت
بوسه برچشم تو زد خواب که تو داد کنی
داد مستی و شــعف می رسد ازچشم خمار
کوی عشق و طــرب از چشم توایجاد کنی
گفــت #پروانــه بیا باقــدمت ویــران کــن
خانه ای را کـه زغـم باز تـو بنیـاد کنـی
- ۶۸۹
- ۲۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط