{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر هواى برگرداندنت را ندارم...هر جا که دلت میخواهد برو.

دیگر هواى برگرداندنت را ندارم...هر جا که دلت میخواهد برو....فقط ارزو میکنم وقتى دوباره هواى من به سرت زد انقدر اسمان دلت بگیرد که با هزار شب گریه چشمانت باز هم ارام نگیرى،و اما من.....
برنمیگردم که هیچ...عطر تنم را هم از کوچه هاى پشت سرم جمع میکنم که نتوانى حتى با خاطراتم قدم بزنى....
دیدگاه ها (۳)

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

Twenty four

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

دریاچه خونین:فصل اول _ پارت ۲۳ویو دازای:چند ساعت بود که دازا...

من عاشق یک مافیا شدم Part 2#جونگکوکجونگکوک :هر چی ام که شده...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②_بخش اول_پیش از آنی که بخواهی ا...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت ۲۱جونگ کوک:منظورت چیهیونا:دوستم به خاطر تو مرددد جونگ ک...

پارت ۷

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط