{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔮

🔮
‌ نـامـہ‌ای بـہ پَـروانۂ آبـي

بیا آرزو کنیم.. بیا رویا بسازیم.. بیا رویایمان را از اتاقی خالص‌تر از رنگها و حسی که حقیقی باشد، بسازیم!
آنگاه مرا آرزو کن به طراوت
آرزو کن مرا برای عدالت..
قلبم را زمانی بخواه که ترسی برای از دست دادنت در آن نباشد.
داخل شو.. ای غریبه وارد قلبم شو!
بی شک، آنگاه آشنا خواهیم شد. از غریبه به آشنا تبدیل خواهیم شد...
روزی قدم بردار.. برای دیدنم پیش‌قدم شو و در کنار من ساعتی را سپری کن.. ساعتی که هرگز، یادمان نرود...
بیا در این ساعت مرگ را زندگی کنیم.. نفس‌هایمان را حبس کنیم و پلک نزنیم تا حتی ثانیه‌ای را بدون دیدن هم سپری نکنیم..
میخواهم ترسی از به آغوش کشیدنت، از بوسیدنت، از بوییدنت حتی از چشیدنت در آن ساعت نباشد.
می‌خواهم دنیا برای همیشه در آن ساعت، از کار بیفتد تا من برای همیشه.. پیش تو، در کنار تو و در آغوش تو.. بدون هیچ ترسی، مرگ را زندگی کنم.



شرایط پست بعدی: ۱۱ لایک🎵



حقیقتش این پست وایب متفاوتی داشت و شاید خوشتون نیاد ولی بنظر من که قشنگه
دیدگاه ها (۶)

#تلنگرگاهی فکر می‌کنیم امام زمان(عج) از ما دور است...اما شای...

🐍 داده‌های زیاد داری؟ همه را در یک متغیر مدیریت کن!یکی از او...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت هفدهــم شاید در زند...

امشب، پیش از آن‌که چشمانت را به خواب بسپاری، لحظه‌ای مکث کن ...

صدای شلیک

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

میبخشی پارت ۴

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

پروانه جان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط