P2

سنی:روبه راه به نظر نمیای ها دختر چیشده
ا.ت:هیچی نشده فقط سرم درد میکنه
سنی:ا.ت من تولدمه فردا شب میای تولدم؟
ا.ت: نمیدونم سنی باید بینم بابا و مامانم چیمیگن حالا بهت خبر میدم
سنی:باشه هرجور راحتی فقط کاشکه بیای
ا.ت: باش
..................................
(پرش زمانی به وقتی که کلاسا تموم شد)
ا.ت:خانم لی ببخشید من هنوز کسی دنبالم نیومده
لی:خب عزیزم من الان میتونم چکار کنم برات؟
ا.ت: میشه یه زنگ به مامانم بزنین ممنون میشم
لی:باشه عزیزم
...............................
لی:عزیزم مامانت گفت الان میاد دنبالت چون داشته وسایل رو برای اسباب کشی اماده میکرده یادش رفته بیاد دنبالت
ا.ت:ممنونم مرسی خانم لی
لی:خواهش میکنم عزیزم
..............................
م.ا:دخترم واییی ببخشید تنهات گذاشتم تروخدا یاد رفت پاک
ا.ت:باشه اشکالی نداره مامانی
م.ا:بریم عزیزم بریم که کلی کار داریم
...........................
ا.ت:مامان اینجا چرا انقدر شلوغع؟
م.ا:چون عمو جکسون و زن و بچه هاش میخوان بیان شام خونمون
ا.ت:اخجون مامانیییی ارشیا هم هستش؟
م.ا:اره دخترم هستش
...........................
ا.ت:خب مامان من درسام تموم شددد
م.ا:باشه برو تو اتاقت بازی کن
ا.ت:باش
.........................
ا.ت:مامان چرانمیان؟
م.ا:من چه میدونم دختر
ا.ت:باش من میرم دکتر بازی کنم
م.ا:برو
......................
دیدگاه ها (۶)

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

پارت ۴

My Boy❄

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

چند پارتی (درخواستی)

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط