به یاد سه نفر سوختم:

به یاد سه نفر سوختم:
اول مادری که چشم به او دوختم…
دوم پدری که مردانگی را از او اموختم…
سوم رفیقی که جز مرام و معرفت چیزی از او نیاموختم…
سلامتی همشون
دیدگاه ها (۱)

🌹 به نام آن‌که عشق را آفرید...و عشق را در قلب کسانی گذاشتکه ...

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۱ | پیامی که نباید می‌رسید ساعت...

لیا دستش رو برداشت و روبه بقیه گفت لیا : بریم دیگه کوک : آره...

هم‌سلولی خطرناک (part3)دختر یاد گرفته بود وقتی نگهبان با بی‌...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟐صدای انفجار هنوز توی ساختمان می‌پیچید....

( Blue Side )

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همه‌چیز بیش از حد آروم بود..آروم‌تر ...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

پشت دوربین شنیده شد.ـ آریا؟ داری با کی حرف می‌زنی؟پسر داخل ت...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط