پارت 5

پارت 5
فیک=عشق دو طرفه
فصل=2

از زبان رادمی
یوناتا به این زنگ زد گفت...
-هیچ معلومه کجایی تو عشقم؟
+الان شدم عشقم چند روز پیش که بهم گفتی لال شم فحش دادی!
-دسته خودم نبود اخه از چشم لونا داشت تشک میومد گناه داره سگه
+میخاستی نخریش تا منو از دست ندی
-منظورت چیه تورو از دست ندم؟
+من دارم میرم
-چی یعنی چی کجا داری میری
+از این کشور میرم همه چی تمومه
-ایو تو الان عصابت خورده نمیدونی داری چی میگی بگو کجایی بیام پیشت
+لازم نکرده عصابمم سره جاشه دیگه دوست ندارم
-به همین راحتی ولم کردی من تورو اسون بدست نیاوردم تا بخام اسون از دستت بدم(گریه)
+لطفا گریه نکن یوناتا
-تو برگرد پیشم منم گریه نکنم(گریه)
+نمیشه نمیتونم برگردم باید برم
-چرا باید بری تو زن منی و من شوهر توهم
+چند روز پیش اینجوری نمیگفتی
-اقا من یه گو**هی خوردم دیگه منو ببخش
+نمیشه خانما لجبازن(پوز خنده)
-بگرد لجباز من لطفا من بدون تو نمیتونم
+منم بدون تو نمیتونم اما باید برم یکی منتظرمه
-کی میتونه جز من منتظر تو باشه
+پدر و مادرم
-پدر و مادرت! خب زودتر میگفتی باهم بریم امریکا داشتی سکته میدادی(خنده)
+خاستم یکم اذیتت کنم(خنده)
-شیطون خودمی دیگه(خنده)
+خب من الان میام اونجا بعد حرکت کنیم بریم
-راستی اونارو پس دادم
+چی! چرا؟
-خودت گفتی
+اها خوب کاری کردی چون میخام برات بچه بیارم
-جدی میگی؟(ذوق)
+اره تو مگه بچه نمیخای
-اره اره میخام همین امشب بچه رو میارم
+ما تا برسیم امریکا شب میشه میخای منو داخل هواپیما بچه دار کنی(خنده)
-خب فردا بریم امریکا
+باشه اونجوری بهتره واسه پدر و مادر یه خبر خوب هم میبریم
-باشه باشه(ذوق)
کجای بیام دنبالت
+خودم دارم میام درو باز کن رسیدم
-باشه
+تلفن رو قطع میکنم
-باشه در بازه بیا تو
+باشه
سلاممممم من اومدم
-خوش اومدی خانمم
(ماچ و بوس و رفتن اتاق تا ایو حامله شه)
+خب الان من حامله یعنی؟
-اره دیگه کارو انجام دادیم
+رای میگی(خنده)
حالم بده من برم دستشویی
-الان باردار شدیااااا(خنده)
+حرف نزن(داخل دستشویی بود)
-باشه پس من میرم شام توهم زود بیا
+باشه
از زبان رادمی
ایو رفت پایین و یوناتا و ایو باهم شام خوردن و رفتن داخل اتاق روی تخت دراز کشیدن و یوناتا به ایو گفت....



ادامش پارت 6:)🧃
دیدگاه ها (۱۹)

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:28خوب که شدی میریم اونجا...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

اورلورا

بچه ها دیگه بخوابم که فردا باید ۶ و نیم صبح بیدار شم خیلی خس...

the first lie

My dady پارت⑥«ویو ات» سانا: خب ات داداشم داره میاد دنبالمونا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط