𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18
𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18
«ویو فردا»
- لیا ..
.+جانم
-بیدار شو
+بیدارم
- باشه من میرم یکم ورزش کنم تو هم برو پیش اعضا صبحونه بخور
باش
+ددی🥺
-چیه قشنگم ؟
+میشه بریم پیش مامانم🥺؟...
-فعلا برای ظبط اسکیز کد اومدیم هفته ی دیگه باشه ؟
+باسه میشه یکم تو بغلت بمونم؟
- اره چرا نشه
*لیا رفت تو بغل هیون اروم داشت گریه میکرد*
- چرا گریه میکنی؟..
+دلم پره😭
+😭😭
+خدانکنه 😭😭
-اشکال نداره هر چقدر دوست داری گریه کن
+هیون 😭😭
-هوم؟
+دیشب😭😭
- دیشب چی ؟
+خواب دیدم😭
- چه خوابی؟..
+تو منو ول کردی و 😭😭..
-و چی ؟
+منو دزدیدن😭😭😭😭
+نه😭😭پیدام .... *نفس لیا داشت بند می اومد- لیا .....قربونت برم ...خوبی ؟
+هیون نفس نمیتونم بکشم😖میخوای بالا بیاری ؟؟
+اره😖
باشه برو دستشویی آب هم بزن صورتت
*لیا دوید سمت دستشویی*
-چیزی خواستی بگو
*لیا یکم بالا اورد *
+هیونننن
- هوم ؟
- چیه قربونت برم؟
درد. داری ؟
- چیه قربونت برم؟
درد. داری؟
*لیا غش کرد*
* هیون فورا لیا رو بر آید استایل بغل کرد و برد بیمارستان *
*دکتر لیا رو چک کرد گفت خیلی بهش فشار وارد شده ولی بهتون نگفته*
- از چه لحاظ ؟
دکتر+همه چیز
دکتر +نگرانی داره کمبود خواب داره استرس شدید داره
*وقتی که دکتر این حرف هارو زد هیون با زانو افتاد و شروع کرد به گریه کردن *
*یک دختر کوچولو دختر دکتر بود خیلی شبیه لیا بود رفت پیش هیون*
- چیه ؟
کوچولو +عمو ی جذاب🥺
کوچولو +خوبی؟
- نه ..
ادامه دارد ...
شرط =۳۵ تا ریکت
™#چانی ™. ™#jeongin™
«ویو فردا»
- لیا ..
.+جانم
-بیدار شو
+بیدارم
- باشه من میرم یکم ورزش کنم تو هم برو پیش اعضا صبحونه بخور
باش
+ددی🥺
-چیه قشنگم ؟
+میشه بریم پیش مامانم🥺؟...
-فعلا برای ظبط اسکیز کد اومدیم هفته ی دیگه باشه ؟
+باسه میشه یکم تو بغلت بمونم؟
- اره چرا نشه
*لیا رفت تو بغل هیون اروم داشت گریه میکرد*
- چرا گریه میکنی؟..
+دلم پره😭
+😭😭
+خدانکنه 😭😭
-اشکال نداره هر چقدر دوست داری گریه کن
+هیون 😭😭
-هوم؟
+دیشب😭😭
- دیشب چی ؟
+خواب دیدم😭
- چه خوابی؟..
+تو منو ول کردی و 😭😭..
-و چی ؟
+منو دزدیدن😭😭😭😭
+نه😭😭پیدام .... *نفس لیا داشت بند می اومد- لیا .....قربونت برم ...خوبی ؟
+هیون نفس نمیتونم بکشم😖میخوای بالا بیاری ؟؟
+اره😖
باشه برو دستشویی آب هم بزن صورتت
*لیا دوید سمت دستشویی*
-چیزی خواستی بگو
*لیا یکم بالا اورد *
+هیونننن
- هوم ؟
- چیه قربونت برم؟
درد. داری ؟
- چیه قربونت برم؟
درد. داری؟
*لیا غش کرد*
* هیون فورا لیا رو بر آید استایل بغل کرد و برد بیمارستان *
*دکتر لیا رو چک کرد گفت خیلی بهش فشار وارد شده ولی بهتون نگفته*
- از چه لحاظ ؟
دکتر+همه چیز
دکتر +نگرانی داره کمبود خواب داره استرس شدید داره
*وقتی که دکتر این حرف هارو زد هیون با زانو افتاد و شروع کرد به گریه کردن *
*یک دختر کوچولو دختر دکتر بود خیلی شبیه لیا بود رفت پیش هیون*
- چیه ؟
کوچولو +عمو ی جذاب🥺
کوچولو +خوبی؟
- نه ..
ادامه دارد ...
شرط =۳۵ تا ریکت
™#چانی ™. ™#jeongin™
- ۳۴۸
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط