مادرم همیشه پشتِ سرم دعا می خواند ...

مادرم همیشه پشتِ سرم دعا می خواند ...
می گفت ؛
الهی امروز بهترین آدم ها سرِ راهت باشند ،
الهی دست به خاک بزنی برایت طلا شود ...
او از تهِ دلش می گفت ...
و من جدی نمی گرفتم !!!
می خندیدم و سَرسری رد می شدم ...
اما ...
وقتی از دعایِ خیر و دستانِ پر برکتش دور باشی ،
تازه می فهمی ؛
دنیا رویِ مدار دعایِ مادر است که می چرخد !

دعایم کن ...
دعایم کن ...
که دنیا سخت می گیرد ؛
بدونِ عشقِ تو مادر♡ ...
دعایم کن !
فدایِ چشم هایِ پاک و معصومت !
بدونِ تو ؛
غریبم ، بی پناهم ، خسته ام مادر♡
دعایم کن ...
دیدگاه ها (۲)

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :و یا دعاها که خداوند...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 19کلبه‌ی جنگلی ـ ساعت ۱۱:۳۰ شب لونا...

KIM V

مادرم همیشه پشتِ سرم دعا می خواند ...می گفت ؛الهی امروز بهتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط