که آیو گفت:مامانی چرا دیشب از اتاق تو و بابایی صدای ناله
که آیو گفت:مامانی چرا دیشب از اتاق تو و بابایی صدای ناله میومد؟
یاخدا!!!
نگاهی به جیمین کردم و چشمکی زد و گفت:من و مامانت دیشب تا صبح داشتیم فیلم میدیدیم
آیو:آهان
و رفت
هوفی کشیدم گفتم:نزدیک بودا
بعد جیمین داد زد و گفت:دخترا صبحونه آمادست بیاین
همه باهم نشستیم صبحونه خوردیم و جیمین هم کلی خندوندمون
بعد از تموم شدن دوره ام بازهم چندین شب من و جیمین ون کار رو ادامه دادیم
تا اینکه بالاخره رفتیم تست حاملگی بدم
آزمایش ها که تموم شد کمی صبر کردیم و بعد دکتر صدامون کرد و گفت:خانم پارک تبریک میگم شما حامله این
اول هنگ کردم
بعد فهمیدم چی شنیدم و جیمین سریع بغلم کرد
خیلی خوشحال بودم کمی هم نگران
یه ذره سخت بود اون دردی که سر اون سه تا دخترم کشیدم رو دوباره بکشم ولی خب می ارزید
به دختر ها هم که گفتیم خیلی خوشحال شدن و گفتن که همیشه دوست داشتیم یه داداش داشته باشیم
جیمین گفت:ولی دختر ها هنوز معلوم نیست که دختره یا پسر ولی اگه دختر شد به هیچ وجه ناراحت نشید
فلش بک به دو ماه بعد...
بچه ها چند قسمت دیگه مونده ولی احتمالا فصل دو ای هم داره...
امید وارم خوشتون بیاد
یاخدا!!!
نگاهی به جیمین کردم و چشمکی زد و گفت:من و مامانت دیشب تا صبح داشتیم فیلم میدیدیم
آیو:آهان
و رفت
هوفی کشیدم گفتم:نزدیک بودا
بعد جیمین داد زد و گفت:دخترا صبحونه آمادست بیاین
همه باهم نشستیم صبحونه خوردیم و جیمین هم کلی خندوندمون
بعد از تموم شدن دوره ام بازهم چندین شب من و جیمین ون کار رو ادامه دادیم
تا اینکه بالاخره رفتیم تست حاملگی بدم
آزمایش ها که تموم شد کمی صبر کردیم و بعد دکتر صدامون کرد و گفت:خانم پارک تبریک میگم شما حامله این
اول هنگ کردم
بعد فهمیدم چی شنیدم و جیمین سریع بغلم کرد
خیلی خوشحال بودم کمی هم نگران
یه ذره سخت بود اون دردی که سر اون سه تا دخترم کشیدم رو دوباره بکشم ولی خب می ارزید
به دختر ها هم که گفتیم خیلی خوشحال شدن و گفتن که همیشه دوست داشتیم یه داداش داشته باشیم
جیمین گفت:ولی دختر ها هنوز معلوم نیست که دختره یا پسر ولی اگه دختر شد به هیچ وجه ناراحت نشید
فلش بک به دو ماه بعد...
بچه ها چند قسمت دیگه مونده ولی احتمالا فصل دو ای هم داره...
امید وارم خوشتون بیاد
- ۳۶۳
- ۰۲ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط