{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چقدر خوشحالم که می‌بینم خیلی‌ها که ما کلام‌شان را دوست می

چقدر خوشحالم که می‌بینم خیلی‌ها که ما کلام‌شان را دوست می‌داریم، درباره گریستن حرف هایی زده‌اند که به دل می‌نشیند.
گمان می‌کنم بالزاک در جایی گفته باشد: گریه کن دخترم، گریه کن! گریه دوای همه دردهای توست…
و آقای آندره ژید در جایی گفته باشد: ناتانائل! گریه هرگز هیچ دردی را درمان نبوده است…
و نویسنده‌ی گمنامی را می‌شناسم که گفته است: «زمانی برای گریستن، زمانی برای خندیدن، و زمانی برای حالی میان گریه و خنده داشتن.
عزیز من! هرگز لحظه‌های گریستن را به خنده وا مسپار، که چهره‌ای مضحک و ترحم انگیز خواهی یافت»
شنیده‌ام که ون گوگ، بی جهت می‌گریسته است. بی جهت! چه حرف‌ها می‌زنند واقعاً! انگار که اگر دلیل گریستن انسانی را ندانیم، او، یقیناً بی دلیل گریسته است.
به یادت هست. زمانی، در شهری، مردی را یافتیم که می‌گفت هرگز در تمامی عمرش نگریسته است. تفاخر اندوه بار و شاید شرم آوری داشت. پزشکی گفت: «نقصی ست طبیعی در مجاری اشک» و یا حرفی از این گونه؛ و گفت که «در دل می‌گرید» که خیلی سخت‌تر از گریستن با چشم است، و گفت که برای او بیم مرگ زودرس می‌رود.
مردی که گریستن نمی‌دانست، این را می‌دانست که زود خواهد مرد.
شاید راست باشد. شنیده‌ام مستبدان و ستمگران بزرگ تاریخ، گریستن نمی‌دانسته‌اند.

و اینک، این جمله را در قلب خویش باز بگو:
انسان، بدون گریه، سنگ می‌شود.

_نامه_کوتاه_به_همسرم
نادر_ابراهیمی
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی زمانی که دست‌های تهیونگ بین انگشت‌...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

داستان عاشقانه جدید

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:4دقیقا زمانی که ...

پارت پنجم — خاندان مینسوآ هنوز هم با ناباوری به یورا نگاه می...

......//برده ی زیبا//......

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط