{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید قرن ها بعد

شاید قرن ها بعد
تو در لباس باستانشناسی جوان
استخوانهای زنی را که
چند صد سال پیش
عاشق بوده و جمجمه اش
جعبه سیاه هزار خاطره است
را کشف کنی
شاید قرن ها بعد
تو کاشف باقی مانده زنی باشی
که استخوانهایش دستهای تو را خوب میشناسد
و دو حفره خالی چشمانش پر است از
رویای آمدن تو...

سولماز تبریزی
دیدگاه ها (۷)

دست خودت نیست...زن که باشی.... گاهی دوست داریتکیه بدهی...پنا...

گاهی #دیر #میرسی..شبیه رویای رنگ و رو رفته ای که صبح به سراغ...

دیر میرسی..شبیه رویای رنگ و رو رفته ای که صبح به سراغم می‌آی...

شام خورده نشدهنورِ گرمِ شمع‌ها روی میزِ شام می‌رقصید. مارک ب...

حال را با حال چکار ؟حکایتی از نحوه‌ی آشنایی مولوی با شمس تبر...

پس از رَمی آخرین بت بی‌درنگ قربانی کن...! و اکنون در منی‌یی،...

سکوتی پیش از افشا part²

**photo & text by :delaram**باذن الله... بسم الله. . .×× من،...

چپتر سومساعت چهار صبح شروع کردم به نویسندگی، شش و نیم صبح آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط