{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

The Broken hearts

The Broken hearts
Part 9
۳ ساعت گذشت اون بیهوش بود عمل تموم شده بود یزره فکر کردم چقدر قیافه اش آشنا بود؟وایستا نکنه اون دختره توی کافه بود؟ نه نه نه اوضاع بد شد تهیونگ هم اومده بود پیشم ولی الان روی صندلی خواب بود برگشتم سمت تهیونگ که همون لحظه دکتر صدامون کرد
همراه بیمار خانم هیلدا

_ بله بله

بیمار حالش خوبه میتونین برین ببینینش چند دقیقه دیگه بهوش میاد

_ تهیونگگگگگ بیدار شو

بله بله

_ عملش خوب بوده

خب چیکار کنم

_ میگن شاید بهوش بیاد البته چند...

همراه بیمار خانوم هیلدا

• بله بله
• (آقا اینایی که علامت ندارن صدای شخصیت هایی که اونجا تک هستن)

بیمار بهوش اومدن میتونید برین ببینینش

_ بله بله


از جام بلند شدم و تهیونگ هم بلند شد به سمت اتاق رفیتم و وارد شدیم و روی صندلی های کنار تخت نشستیم

اول تو حرف بزن
_ چرا من

خوب تو زدی بهش

_ولی تو میدونی چی بگی

مگه من میدونم؟

_ نمیدونی؟

واقعا که یچی بگو بهش من__

+ اینجا چخبره(بی حال بخاطر بهوش اومدن)

عامممممم

_ اعععع اینجا عاممم بیمارستان

+ چیییییییییی؟

عاممممم اینجا بیمارستانه درسته

+ دلقکا(فیکه دیگه )من اینجا چه غلطی میکنممم؟

عاممممم تصادف کردی


+ ها؟

_ با ماشین زدم بهت

+ (بالش رو میزنه تو سر جونگ کوک)

_ آخ وحشییییی

داداش عصبانی نشو منم بودم میزدمت

_ تو خفه

خیلی خب بابا باشه نخوری ما رو

ادامه دارد..ببخشید این چند روز نبودم شمال بودم اینترنت نداشتم
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

p2

Heir of Light and Darknesspart : 2پس از ده دقیقه تهیونگ از ا...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p24از اتاق رفت بی...

THE FIRST KISSPART: 3ات: الو سلام &: خب میای یا بیام ببرمش ا...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ویو ا. تسرم گیج م...

ازدواج از اجبارChapter:2P:2"ویو الیزابت"رفتم نزدیکش زدم تو گ...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۶ ویو راوی تهیون...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط