مدلینگ (پارت ۲۸)
عکس منو فلیکس درحال بوسیدن هم رو نشونمون میده
کوک: فیلیکسسسسسسس *عربده* بابابزرگ این قضیه داره من بعدا بت میگم، لیا آدرس این خرو بده مننننننن
لیا: چ چیکار میخوای بکنی
کوک: عزیزم آدرس بده ، کاریت نباشه
همزمان که آدرسو میدم....
مامان و بابای کوک: عزیزم؟
کوک: پدرو مادر گرامی شما به همسرتون چی میگین؟
بابا: اخه تا دیروز با فوش صداش میکردی
کوک: الان عشقمه، با اجازه خدافظ
کوک میره
زنعمو: لیا دخترم چیشده؟
لیا: زنعمو بخدا من به کوک خیانت نکردم اون اکسمه برای جداکردن من و کوک اینکارو کرده من ازش جدا شدم
زنعمو: من به عروسم اعتماد دارم نیاز نیست توضیح بدی
لیا: ممنون و اینکه منو کوک واقعا عاشق هم شدیم
همه خوشحال شدن و تبریک گفتن و منم تشکر کردم
بابابزرگ: ببخشید دخترم من تند رفتم
لیا: اشکال نداره بابابزرگ *لبخند*
بابا: نگرانم
لیا: نگران کی؟
بابا: نگران فیلیکس *خنده* مرده بدونش
همه میخندیم
// ویو لونا //
سوار ماشین میشیم و میریم سمت خونه ، دستمو به پنجره تکیه داده بودم و چونمو گذاشته بودم روش و به ته نگاه میکردم و تو فکر بودم
ته: کیوت اینجوری نگام نکن، میخورمتا
میخندم، نگاهمو میدم به بیرون
ته: به چی فک میکنی عشقم؟
لونا: به همه اتفاقات، نمیتونم این همه اتفاقو تو یه روز هم کنم
ته: *خنده* منم همینطور
لونا: میگم ته ته
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
کوک: فیلیکسسسسسسس *عربده* بابابزرگ این قضیه داره من بعدا بت میگم، لیا آدرس این خرو بده مننننننن
لیا: چ چیکار میخوای بکنی
کوک: عزیزم آدرس بده ، کاریت نباشه
همزمان که آدرسو میدم....
مامان و بابای کوک: عزیزم؟
کوک: پدرو مادر گرامی شما به همسرتون چی میگین؟
بابا: اخه تا دیروز با فوش صداش میکردی
کوک: الان عشقمه، با اجازه خدافظ
کوک میره
زنعمو: لیا دخترم چیشده؟
لیا: زنعمو بخدا من به کوک خیانت نکردم اون اکسمه برای جداکردن من و کوک اینکارو کرده من ازش جدا شدم
زنعمو: من به عروسم اعتماد دارم نیاز نیست توضیح بدی
لیا: ممنون و اینکه منو کوک واقعا عاشق هم شدیم
همه خوشحال شدن و تبریک گفتن و منم تشکر کردم
بابابزرگ: ببخشید دخترم من تند رفتم
لیا: اشکال نداره بابابزرگ *لبخند*
بابا: نگرانم
لیا: نگران کی؟
بابا: نگران فیلیکس *خنده* مرده بدونش
همه میخندیم
// ویو لونا //
سوار ماشین میشیم و میریم سمت خونه ، دستمو به پنجره تکیه داده بودم و چونمو گذاشته بودم روش و به ته نگاه میکردم و تو فکر بودم
ته: کیوت اینجوری نگام نکن، میخورمتا
میخندم، نگاهمو میدم به بیرون
ته: به چی فک میکنی عشقم؟
لونا: به همه اتفاقات، نمیتونم این همه اتفاقو تو یه روز هم کنم
ته: *خنده* منم همینطور
لونا: میگم ته ته
حمایت یادت نره کیوتی🙃🫶🏻
~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•~°•☆°•
#رمان
#فیک
#بی_تی_اس
#فیک_بی_تی_اس
#جونگکوک
#تهیونگ
#جی_کی
#وی
#فیک_جونگکوک
#فیک_تهیونگ
#فیک_تهکوک
#bts
#BTS
#V
#Teahyung
#Jungkook
#JK
- ۲۴.۵k
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط