My friend ♡:)
My friend ♡:)
part. 24.
جیمین.. خاک توسرت..
اروم همشون نشستن که بعد چند دقیقه که کوکی نیومد تهیونگ پاشد و
تهیونگ.. من میرم دنبالش..
منم که نگران شده بودم پاشدم
+.. منم میام..«سریع گفت»
بعد که تعجب بقیه رو دید اروم ادامه داد
+.. البته اگه میشه..
تهیونگ.. عب نداره بریم..
تهیونگ راه افتاد منم پشتش اروم رفتبم جای دستشوی تهیونک رفت داخل بیرون منتظر موندم که
اومد جونگ کوکم پشتش
تهیونگ.. دیدی حالش خوبه حالا برگردیم..
صب کن فهمید نگرانم؟
از کنار مون در شد رفت
منو کوک تو شک حرف تهیونگ واستاده بودیم که یک زنه از دسشویی اومد بیرون لباس خیلی کوتاه و باز بود و رژ قرمزی داشت اود سمتمون
رو به کوک کرد و با عشوه
گفت.. ببخشید این ادرسو بهم میگین..
یه کاعذو گرفت رو به جونگ کوک من نمی دیدمش
ولی چشای کوک درشت شد
همون لحظه نگاهی رو خودمون حس کردم و از گوشه ی چشم یه دوربین دیدم که رو به کوک بود صب کن اینا همونان که واسه ایدلا دردسر درس میکننیه بار به یکی از اعضای یک گروه یه کاغذ به کاغذ به جای ادرس داده بود چیزایی نوشته بود که ایدلو عصبی کنه
که فوش بده و به طرفدارا بگه "ازش ادرس خواستم بهم فوش داد"
&اخه الن وقت ادرس دادن بود اونم به یه جنده یه کاغذ گرفته بود جلوم چیبیی
"خوشگله بهت قول میدم خیلی بیشتر از اون هرزه ی کنارن بهت حال بدم هووم؟ قول میدم صدای ناله هات به میکروفون احتیاج نداشته باشه یه چیزی فکرمو مشقول کرده ادم هرزه میتونه به اندازه ی من خوب ازس سواری بگیره نمیتونه مگه نه اون حتی بلد نیست یه لباسی بپوشه که ددیش خوشش بیاد
تحریک شدی نه؟ 964××××××8875
حالا ادرسو بگو. کجا درخدمت ددی باشم؟؟؟؟ 🥵🥵😈❤❤"
زنیکه ی جنده ی مادر صلوواتی اششغال چطر جرعت کرده
تا اومدم دهنمو باز کنم
+.. فک کنو نمیدونه بده من بهت بگم..
*با فهمیدن اینکه جونگ کوک میخواد جرش بده گغتم د کاغذو از دستش کشیدم و نگاهش کردم
چیــــــــــــ
من؟
چرا اون چطور جرعت کرده
که
که
کوکیمو ازیت کنه کوک از اینجور حرفا متنفره
دختره.. خب خوندیش هرزع خانوم..
-.. هیی..
+.. میخوان تا اونجاا حمراحیتون کنم اخه ادرستون اشتباهه باید اینجا مینوشت حرمسرا کجاست عزیزم..«حرف کوکو قطع کرد»
دختره.. هیییییی...
+.. ببین زنیکه از اینکه بقیه ازکم فیلم بگیرن متنفرم پس به رفیقت بگو جعمش کنه تا بیشتر از این ابروی خودتو نبردی به جای اون.. با سر به کوکی اشاره کردم
دختزه.. اییشششش.. تعنه زد و با اون مرده خارج شدن.
&. همش نقشه بود اون عوضیاااا
هرچی بیشتر میگذریه بیشتر میفهمم به وجودش احتیاج دارم
ولی اون اشقال چطور جرعت کرد اون به دوهی توهین کرد بخاطر من
ودوهی ساکت موند بخـاطـره منـــــ
_.. دوهی شی اون چیزو میشه بدی بهم ..
+.. نه جونگ کوک شی اگه میخوا ازین کارا بکنی برو بار این کار با اون ادم به کل گروه اسیب میزنه..
-.. نه خیرم منظورم این نبود و من از بار متنفرم خواستم بندازمش دور..
+.. اوکی ببخشید مهم نیست خودم بعدا میندازم..
برگشت که بره نمیتونستم ولش کنم
-.. دوهی شی؟..
باز برگشت
+.. بله؟..
_.. ببخشید من متاسفم بابت همه ی اینا..
+..
ادامه دارد.....
part. 24.
جیمین.. خاک توسرت..
اروم همشون نشستن که بعد چند دقیقه که کوکی نیومد تهیونگ پاشد و
تهیونگ.. من میرم دنبالش..
منم که نگران شده بودم پاشدم
+.. منم میام..«سریع گفت»
بعد که تعجب بقیه رو دید اروم ادامه داد
+.. البته اگه میشه..
تهیونگ.. عب نداره بریم..
تهیونگ راه افتاد منم پشتش اروم رفتبم جای دستشوی تهیونک رفت داخل بیرون منتظر موندم که
اومد جونگ کوکم پشتش
تهیونگ.. دیدی حالش خوبه حالا برگردیم..
صب کن فهمید نگرانم؟
از کنار مون در شد رفت
منو کوک تو شک حرف تهیونگ واستاده بودیم که یک زنه از دسشویی اومد بیرون لباس خیلی کوتاه و باز بود و رژ قرمزی داشت اود سمتمون
رو به کوک کرد و با عشوه
گفت.. ببخشید این ادرسو بهم میگین..
یه کاعذو گرفت رو به جونگ کوک من نمی دیدمش
ولی چشای کوک درشت شد
همون لحظه نگاهی رو خودمون حس کردم و از گوشه ی چشم یه دوربین دیدم که رو به کوک بود صب کن اینا همونان که واسه ایدلا دردسر درس میکننیه بار به یکی از اعضای یک گروه یه کاغذ به کاغذ به جای ادرس داده بود چیزایی نوشته بود که ایدلو عصبی کنه
که فوش بده و به طرفدارا بگه "ازش ادرس خواستم بهم فوش داد"
&اخه الن وقت ادرس دادن بود اونم به یه جنده یه کاغذ گرفته بود جلوم چیبیی
"خوشگله بهت قول میدم خیلی بیشتر از اون هرزه ی کنارن بهت حال بدم هووم؟ قول میدم صدای ناله هات به میکروفون احتیاج نداشته باشه یه چیزی فکرمو مشقول کرده ادم هرزه میتونه به اندازه ی من خوب ازس سواری بگیره نمیتونه مگه نه اون حتی بلد نیست یه لباسی بپوشه که ددیش خوشش بیاد
تحریک شدی نه؟ 964××××××8875
حالا ادرسو بگو. کجا درخدمت ددی باشم؟؟؟؟ 🥵🥵😈❤❤"
زنیکه ی جنده ی مادر صلوواتی اششغال چطر جرعت کرده
تا اومدم دهنمو باز کنم
+.. فک کنو نمیدونه بده من بهت بگم..
*با فهمیدن اینکه جونگ کوک میخواد جرش بده گغتم د کاغذو از دستش کشیدم و نگاهش کردم
چیــــــــــــ
من؟
چرا اون چطور جرعت کرده
که
که
کوکیمو ازیت کنه کوک از اینجور حرفا متنفره
دختره.. خب خوندیش هرزع خانوم..
-.. هیی..
+.. میخوان تا اونجاا حمراحیتون کنم اخه ادرستون اشتباهه باید اینجا مینوشت حرمسرا کجاست عزیزم..«حرف کوکو قطع کرد»
دختره.. هیییییی...
+.. ببین زنیکه از اینکه بقیه ازکم فیلم بگیرن متنفرم پس به رفیقت بگو جعمش کنه تا بیشتر از این ابروی خودتو نبردی به جای اون.. با سر به کوکی اشاره کردم
دختزه.. اییشششش.. تعنه زد و با اون مرده خارج شدن.
&. همش نقشه بود اون عوضیاااا
هرچی بیشتر میگذریه بیشتر میفهمم به وجودش احتیاج دارم
ولی اون اشقال چطور جرعت کرد اون به دوهی توهین کرد بخاطر من
ودوهی ساکت موند بخـاطـره منـــــ
_.. دوهی شی اون چیزو میشه بدی بهم ..
+.. نه جونگ کوک شی اگه میخوا ازین کارا بکنی برو بار این کار با اون ادم به کل گروه اسیب میزنه..
-.. نه خیرم منظورم این نبود و من از بار متنفرم خواستم بندازمش دور..
+.. اوکی ببخشید مهم نیست خودم بعدا میندازم..
برگشت که بره نمیتونستم ولش کنم
-.. دوهی شی؟..
باز برگشت
+.. بله؟..
_.. ببخشید من متاسفم بابت همه ی اینا..
+..
ادامه دارد.....
- ۲۱۸
- ۱۷ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط