🥰فیک جیمین🥰

ا/ت ویو
سلام من ا/ت هستم کیم ا/ت من ۲۱ سالم هست و توی یک رستوران کار میکنم و رئیسم
خیلی با من خوبه و من اون رو خیلی دوست دارم من پدر و مادرم رو از بچگی از دست دادم و با آجوما توی یک خونه زندگی می کنم
ویو به صبح
صبح از خواب بیدار شدم رفتم پایین که دیدم آجوما صبحونه درست کرده گفتم :سلام
آجوما • آجوما :سلام دخترم بیا صبحونه بخور • گفتم: الان میام
رفتم صبحونه خوردم بعد از چند دقیقه رفتم
لباس کارم رو پوشیدم 《اسلاید دوم 》یه ارایش کوچولو کردم و به سمت رستوران حرکت کردم
🩷این داستان ادامه دارد🩷
حمایت یادتون نره اولین فیکه 🥲🥲🥲
دیدگاه ها (۰)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

همسر غیره منتظره

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

از اون روز به بعد خیلی معلم درگیر بودحالا...حالا شاید اشتباه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط