{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است

گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیده زهرای اطهر است
گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است
قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است
روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است
ای دل بیا و گریه زینب نظاره کن
مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎ 🕯.🏴🌴🕯🏴🌴🕯🏴🌴🕯
دیدگاه ها (۱)

#چندخاطره🔸شهادت خانوادگی قشنگتره...روایتی از شهادت زوج شهید ...

چند پارتی

.....//برده ی زیبا//......

پارت ۴

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۳

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

پارت ۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط