{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ياد دارم در غروبى سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گرد

ياد دارم در غروبى سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گرد
داد ميزد:كهنه قالى ميخرم
دست دوم جنس عالى ميخرم
كاسه وظرف سفالى ميخرم
گرندارى كوزه خالى ميخرم
اشك درچشمان باباحلقه بست
عاقبت آهى كشيدبغضش شكست
اول ماه است ونان درسفره نيست
اى خدا شكرت ولى اين زندگيست؟
بوى نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادر هم روزه بود.خواهرم بى روسرى بيرون دويد
گفت آقا سفره خالى ميخريد؟
دیدگاه ها (۳)

علت.. بی خوابی ام.. را چگونه.. بگویم.. وقتی.. یاد.. تو.. از....

ﻣﻦ ﻓﻠﺞ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﻃﺎﻥ ...

ماندن کنارمن لیاقت میخواد نه بهانه!!! بلندمیگویم به درک که ر...

به سلامتی دختری که خنده و شوخی ها و لوس بازی هاش... فقط واسه...

یاددارم درغروبی سردسرد می گذشت ازکوچه مادوره گرددادمیزد:کهنه...

یاددارم درغروبی سراسری،میگذشت ازکوچه ما دوره گرد،داد میزد:که...

یاددارم درغروبی سردسرد می گذشت ازکوچه مادوره گرد داد میزد.که...

یاد دارم درغروبی سرد سرد...میگذشت ازکوچه ی ما دوره گرد... دا...

در غروبی سردِ سردمیگذشت از کوچهء ما دورگردداد میزد کهنه قالی...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد..داد می...

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد !میگذشت از کوچه ما دوره گرد!داد می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط