{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ،

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد ميزد كهنه قالي ميخرم ، دسته دوم ، جنس عالي ميخرم ، كاسه و ظرف سفالي ميخرم ، گر نداري كوزه خالي ميخرم ...
اشك در چشمان بابا حلقه بست ، عاقبت آهي كشيد بغضش شكست !!!
اول ماه است و نان در سفره نيست ، اي خدا شكرت ولي اين زندگيست ؟
بوي نان تازه هوشش برده بود ، اتفاقا مادرم هم روزه بود ، خواهرم بي روسري بيرون دويد ، گفت آقا سفره خالي ميخريد
دیدگاه ها (۲۰)

گاهی باید به دور خود یک دیوار تنهایی کشید، نه برای اینکه دیگ...

کدوم حرومزاده ایی خودشو ب جا من جا زده با دخترا حرف میزنه ؟؟...

ﺏ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﻦ!! ﻣﻨﯽ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭﮐﺴﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﮕﻪ ﭼﻪ ﻣﺮﮔﺘﻪ. ﻣﻨ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط