{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم درغروبی سرد سرد...

یاد دارم درغروبی سرد سرد...
میگذشت ازکوچه ی ما دوره گرد...
دادمیزد کهنه قالی میخرم
دست دوم جنس عالی میخرم...
کوزه یا ظرف سفالی میخرم...
گرنداری کاسه خالی میخرم..
اشک درچشمان بابا حلقه بست...
عاقبت اهی کشید بغضش شکست... گفت اول ماه است ونان درسفره نیست..
ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش رابرده بود...
اتفاقأمادرم هم روزه بود...
خاهرم بی روسری بیرون دوید...
گفت اقاسفره خالی میخری؟؟؟
دیدگاه ها (۷)

یاددارم درغروبی سردسرد می گذشت ازکوچه مادوره گرددادمیزد:کهنه...

یاددارم درغروبی سراسری،میگذشت ازکوچه ما دوره گرد،داد میزد:که...

ياد دارم در غروبى سرد سرد ميگذشت از كوچه ما دوره گردداد ميزد...

یاددارم درغروبی سردسرد می گذشت ازکوچه مادوره گرد داد میزد.که...

یاددارم درغروبی سردسرد می گذشت ازکوچه مادوره گرد داد میزد.که...

ياد دارم در غروبی سرد سرد !ميگذشت از كوچه ما دوره گرد!داد می...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گردداد میزد...

یاد دارم در غروبی سرد سرد میگذشت از کوچه ها ، دوره گردداد می...

ياد دارم در غروبي سرد سرد ، ميگذشت از كوچه ما دوره گرد ، داد...

در غروبی سردِ سردمیگذشت از کوچهء ما دورگردداد میزد کهنه قالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط