{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎پارت دو ﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎

﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎پارت دو ﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎﹎
ا/ته بدبخت که نمی دونست چه غلطی بکنه تمام مدت 😳🥴 این بود .
گوجو بعد این حرف لباس های خودش و ا/ت رو کامل در آورد . و بله ا/ت جان که با چیزه اندازه ی دسته بیله گوجو مواجه شد گفت : ت.. تو که نمی خوای اون رو وارد من کنی؟ 😨
گوجو : چرا می خوام همین کار رو بکنم 😄
گوجو یکمی از چیزش رو وارد ا/ت کرد که جیغه ا/ت بلند شد .
گوجو : وا 😐 چرا جیغ می زنی ؟ 😑 من که هنوز کاملم واردت نکردم 🙂
ا/ت : وات 😱
که گوجو همون لحظه کامل وارد ا/ت کرد و تلمبه می زد که گفت : وایستا چرا انقدر گرمی ؟ نکنه...
ا/ت : من آه.. هه با.. کره.. إهه.. ام 🥴🥺
گوجو نیشخنده صدا داری زد و گفت : چه بهتر 😏
بعده یک ساعت که ا/ت پونزده و گوجو ده بار ارضا شده بود گوجو از داخل ا/ت در آورد ، صورت ا/ت رو با دستاش قاب کرد و گفت : وقتشه برام ساک بزنی 😆 و بدون لحظه ای مکث کلش رو وارد دهن ا/ت کرد ( برادر من آروم باش ) و ناله ی مردونه ای سر داد ، بعده یه ربع گوجو داخل دهن ا/ت ارضا شد .
ا/ت : ب.. سه 🥺
گوجو : خیلی خب باشه بیا ببرمت حموم 🤗 « گوجو ، ا/ت رو پرنسسی بقل کرد و به سمته حموم رفت . که البته توی حمومم یکم شیطون بازی در آورد و دو بار ارضا شد . وقتی ا/ت رو شست و از حموم اومد بیرون خشکش کرد و یکی از کوچیکترین تیشرت هاشو تنه ا/ت که البته همون براش هم حکمه پیرهن و هم حکمه دامن رو داشت . و الان روی تخت کناره ا/ت دراز کشیده و شکم ا/ت رو ماساژ می ده .
گوجو : ا/ت من خیلی دوست دارم و عاشقتم امیدوارم تو هم منو قبول کنی و دوست داشته باشی ، البته اگه قبولم نکنی بچت بی پدر میشه 😁
ا/ت : ساتورو راستش من از همون اولی که دیدمت عاشقت بودم ☺🥺
گوجو : واقعا؟ 😳 ( ذوق تا ناموس ) خب البته که هیچکس نمی تونه در برابر زیبایی من مقاومت کنه 😆
ا/ت : همینطوره 😐😑
گوجو : او.. و زودتر باید ازدواج کنیم تا بچمون بیرون از ازدواج به دنیا نیاد 😄
ا/ت : ☺😊
﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋
می دونم که بد شد چون از موضوع کلیشه ای تحریک کننده استفاده کردم ಥ_ಥ
لطفا نظراتون رو بگید (ʘᴗʘ✿)
دیدگاه ها (۱۹)

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

ساعت سه شب بود که فلیکس بخاطر گرمای زیاد بدنش از خواب بیدار ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

ریاکشن پارت ۲

P24سوار ماشین جیمین شد،جیمین با لبخند نگاهی به تیپ ا/ت انداخ...

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط