تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم..
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم..
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمیدانم!..
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد..
و من خواب تو را میبینم و لبخند پنهانم..
تو مثل لحظهای هستی که باران تازه میگیرد..
و من مرغی که از عشقت فقط بیتاب و حیرانم..
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد...
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو میدانم:)..
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمیدانم!..
تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد..
و من خواب تو را میبینم و لبخند پنهانم..
تو مثل لحظهای هستی که باران تازه میگیرد..
و من مرغی که از عشقت فقط بیتاب و حیرانم..
تمام آرزوهایم زمانی سبز میگردد...
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو میدانم:)..
- ۱.۵k
- ۲۶ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط