{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم..

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم..
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی‌دانم!..

تو فکر خواب گل‌هایی که یک شب باد ویران کرد..
و من خواب تو را می‌بینم و لبخند پنهانم..

تو مثل لحظه‌ای هستی که باران تازه می‌گیرد..
و من مرغی که از عشقت فقط بی‌تاب و حیرانم..

تمام آرزوهایم زمانی سبز می‌گردد...
که تو یک شب بگویی دوستم داری تو می‌دانم:)..
دیدگاه ها (۱۰)

✦ اولین گناه ✦فصل چهلم: تا ابد---حسودی.لعنتی. حسودی.به بچه‌ه...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹⁰ویو کوکتهونگ بعد از چن...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

داستان کودکانه «راز پروانه‌ی کوچک و مهمان ناخوانده» به نویسن...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷④ريشه تمام اندوه‌ها؛ توقع داشتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط