من و تو شاید دوباره بتونیم باهم خاطره بسازیم شاید همو باز

من و تو شاید دوباره بتونیم باهم خاطره بسازیم شاید همو بازم مثل روزِ اول دوست داشته باشیم ولی میدونی، دیگه هیچی مثل قبل نمیشه چون تو زندگی کردن بدونِ منو یاد گرفتی و من نمردن بدونِ تورو. چون من فهمیدم میشه اونجایی که باهم خاطره داریم برم و باز خاطره جدید بسازم، چون تو فهمیدی میتونی وقتی حالت بده خودت حال خودتو خوب کنی.من و تو شاید بتونیم دوباره باهم همه چیو از نو بسازیم ولی همیشه ته دلمون پر از ترس دوباره تکرار شدنِ روزایِ تنهاییه ولی همیشه یه فکر تو سرمونه کسی که یه بار تونسته از من بگذره و بی من سر کنه،بازم حتما از پسش بر میاد.حتما از پسش بر میاد.!
دیدگاه ها (۳)

چطوری می‌تونم فراموشت کنم، وقتی قشنگ‌ترین خاطره‌های زندگیم ب...

F

پارت ۲۹

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

(وقتی که ترکش کردی و برای همیشه از دستت داد...)

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

اجبار به بدبختی پارت ۳۷

عرررررر سلام خوبید اومممم میخوام خودمو معرفی کنم😐 خیلی خب بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط