مـــــامـــــانـم ازمـ ـ ـ پرسیـــــد; دیشـب بـا موهــــا

مـــــامـــــانـم ازمـ ـ ـ پرسیـــــد; دیشـب بـا موهــــای #خیس#خوابیــدی?!!
بـه زمیـن زل زدم گفتـــــم;چطـ ــور؟!!
گفـــت;اخــــه بالشـــتت#نمـــــ#داشت...
مکـس کردم و گفـتم;;آهــــــــــا...آره...
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲۸ وقتی به خونه‌ی مادربزرگم رسیدم، از همون دم در صدای ح...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

𝕾𝖎𝖑𝖊𝖓𝖈𝖊 🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت شــشم 𓆪 🖤🥀نامجون ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪ات عکس را محکم در دست...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

رمان آیدل پارت ۳ ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم...

« دختر کوچولوی من » پارت 9

Nineteen

عشقی حقیقی

🫧~"عشق عجیب ما "~🫧p:: ۱ ــ+ اهه چرا این اپلیکیشن اینجوریه!( ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط