خب شروع میکنم
خب شروع میکنم
اسم :سورا رین
بستگان:مادر و پدر و خواهر کوچیک و گربش نیامرو
شغل:مدیر اجرایی مافیا .جاسوس در آژانس
کراش:چویا
شیپ: چویا،تاچیهارا،رامپو،دازای،آکوتاگاوا
قدرت ، اینویوک،کازنوساسا =کنترل باد
سن از فصل اول تا فصل سوم ۱۵ از فصل سوم تا پنجم ۱۸
پیشینه:
سورا از بچگی انگیزه های زیادی برای قتل داشت
اما وقتی بزرگ شد دوست داشت که قاتل حرفه ای بشه با توجه به داشتن موهبت به یوکوهاما آمد یک روز سورا الیز رو دید که زمین خورده و به اون کمک کرد موری به دنبال الیز اومد و از سورا تشکر کرد اما یه حسی بهش میگفت سرا میتونه عضوی از مدیران اجرایی خاص مافیا بشه و اونو به مافیا آورد همه اونو دوست داشتن چون هم با اونها صمیمی بود و همیشه با گین و الیز خوش رفتاری میکرد
کویو سان میگفت که اون خیلی قویه
و چویا هم از اون خوشش می میومد ولی یه روز موری سنسی به سورا ماموریت جاسوسی در آژانس رو داد و چویا نگران بود که اون با دازای شیپ شه و دازای باعث مرگ اون بشه (خودکشی)
البته سورا زیاد از دازای خوشش نمیاد
با یوسانو دوست شد و همینطور کیوکا و رامپو
با فوکوزاوا با گربش بازی میکرد
خواهر اون هشت ساله بود و خیلی دختر خوبی بود (آ چان)
خب بقیه سناریو رو بعدا مینویسم
اسم :سورا رین
بستگان:مادر و پدر و خواهر کوچیک و گربش نیامرو
شغل:مدیر اجرایی مافیا .جاسوس در آژانس
کراش:چویا
شیپ: چویا،تاچیهارا،رامپو،دازای،آکوتاگاوا
قدرت ، اینویوک،کازنوساسا =کنترل باد
سن از فصل اول تا فصل سوم ۱۵ از فصل سوم تا پنجم ۱۸
پیشینه:
سورا از بچگی انگیزه های زیادی برای قتل داشت
اما وقتی بزرگ شد دوست داشت که قاتل حرفه ای بشه با توجه به داشتن موهبت به یوکوهاما آمد یک روز سورا الیز رو دید که زمین خورده و به اون کمک کرد موری به دنبال الیز اومد و از سورا تشکر کرد اما یه حسی بهش میگفت سرا میتونه عضوی از مدیران اجرایی خاص مافیا بشه و اونو به مافیا آورد همه اونو دوست داشتن چون هم با اونها صمیمی بود و همیشه با گین و الیز خوش رفتاری میکرد
کویو سان میگفت که اون خیلی قویه
و چویا هم از اون خوشش می میومد ولی یه روز موری سنسی به سورا ماموریت جاسوسی در آژانس رو داد و چویا نگران بود که اون با دازای شیپ شه و دازای باعث مرگ اون بشه (خودکشی)
البته سورا زیاد از دازای خوشش نمیاد
با یوسانو دوست شد و همینطور کیوکا و رامپو
با فوکوزاوا با گربش بازی میکرد
خواهر اون هشت ساله بود و خیلی دختر خوبی بود (آ چان)
خب بقیه سناریو رو بعدا مینویسم
- ۲.۳k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط