۴پارتی
۴#پارتی
#کریستوفربنگچان
#بنگچان
#استریکیدز
p:⁴«آخر»
ویو ا/ت: دیگه روز مورد علاقم فرا رسید رفته بودم فرودگاه چند ساعتی منتظر هواپیما بودم...که بالاخره اومد سوار شدم..چند ساعتی گذشت بالاخره رسیدم آمریکا و رفتم سمت هتل پسرا....رسیدم ولی اونجوری که میخواستم نشد:
علامت ها:
چان:&
ا/ت:£
£«در زد»
£چرا کسی جواب نمیده؟پسراااا؟منم ا/ت!!!
&(خنده آروم)
[چند ساعت پیش]
فلیکس:میگم چان... تولد ا/ت کیه؟
&امروز
فلیکس:میگم براش جشن تولد بگیریم؟
هان:ایول به این مغزت عالیه بگیریم
لینو:بگیریم
فلیکس:پس بیاین اول یه نقشه بکشیم...وقتی ا/ت در زد اصلن در رو باز نمیکنیم بعد از چند دقیقه در رو باز میکنیم و سوپرایزش میکنیم
&از کجا به ذهنت رسید؟
فلیکس:دیگه دیگه
(پرش به زمان جدید)
£آها بالاخره در باز شد!!چرا برقا خاموشه؟
&۱..۲..۳تولدت مبارک عشق قشنگممم!!!
£{گریه}واییی مرسی پسرا ازتون ممنونم
&بدو بیا شعمو فوت کن
£عاشقتونم
هیونجین:ا/ت...من عاشقتم
&هاا؟
£نفهمیدم
هیونجین: عاشقتم تولدت مبارک
&😑
£مرسی عزیزم🎀
(پرش به زمان خواب)
&ما بریم بخوابیم..شما هم زود بخوابین..بیا عشقم
£بریم..
سونگمین:رفتن؟
هان:آره..آره
سونگمین:هیون تو چرا به ا/ت گفتی که عاشقشی؟
هیونجین:من بهش اعتراف کرده بودم!
فلیکس:هاااااا؟
هیونجین:من عاشق ا/تم براش میمیرم(خدانکنه هیونی)من عاشقشم..هق.. اگه درخواست چان رو قبول نمیکرد..هق.. میخواستم من باهاش ازدواج کنم..هق..هق..
جونگین:عجب!
£چییی؟
چانگبین:تو از کِیِه اینجایی؟
£از اولش!!!
هیونجین:......
£هیون
هیونجین:......
£هیونننننننن(داد)
& چیشده چرا داد میزنی؟
£راسته یا دروغغغغغ؟(داد)
هیونجین:....راسته ا/ت راسته(کمی با داد)
£......
&چیشد؟چی راسته؟
فلیکس:(قضیه رو گفت)
هیونجین:تو مگه دوستم نداری؟
£(قلبش).....(ذهنش)من به چان خیانت نمیکنم
£آر..نه
&ا/ت!
هیونجین:اوومم معلوم شد هم دوستم داری هم نداری
فلیکس:هیون بسه بریم بخوابیم فردا صحبت میکنیم
هیونجین:نه فردا نه همین الان
&برات متاسفم ا/ت
£چاننن!
£همش تقصیر توعههههه..هق..همش تقصیر توعه..هق..همش..(بیهوش شد)
هیونجین:(در حالی که ا/ت بغلشه)ا/تتت چاننننن
&ا/ت...ا/ت..ا/ت..خوبی؟
هان:نبضش... نمیزنه
&ا/ت!
(گریه فراوان)
ببخشید بخاطر پایان تلخش ۱۰ پارتی بعدی یکم منحرفانه و عاشقانه تره
#کریستوفربنگچان
#بنگچان
#استریکیدز
p:⁴«آخر»
ویو ا/ت: دیگه روز مورد علاقم فرا رسید رفته بودم فرودگاه چند ساعتی منتظر هواپیما بودم...که بالاخره اومد سوار شدم..چند ساعتی گذشت بالاخره رسیدم آمریکا و رفتم سمت هتل پسرا....رسیدم ولی اونجوری که میخواستم نشد:
علامت ها:
چان:&
ا/ت:£
£«در زد»
£چرا کسی جواب نمیده؟پسراااا؟منم ا/ت!!!
&(خنده آروم)
[چند ساعت پیش]
فلیکس:میگم چان... تولد ا/ت کیه؟
&امروز
فلیکس:میگم براش جشن تولد بگیریم؟
هان:ایول به این مغزت عالیه بگیریم
لینو:بگیریم
فلیکس:پس بیاین اول یه نقشه بکشیم...وقتی ا/ت در زد اصلن در رو باز نمیکنیم بعد از چند دقیقه در رو باز میکنیم و سوپرایزش میکنیم
&از کجا به ذهنت رسید؟
فلیکس:دیگه دیگه
(پرش به زمان جدید)
£آها بالاخره در باز شد!!چرا برقا خاموشه؟
&۱..۲..۳تولدت مبارک عشق قشنگممم!!!
£{گریه}واییی مرسی پسرا ازتون ممنونم
&بدو بیا شعمو فوت کن
£عاشقتونم
هیونجین:ا/ت...من عاشقتم
&هاا؟
£نفهمیدم
هیونجین: عاشقتم تولدت مبارک
&😑
£مرسی عزیزم🎀
(پرش به زمان خواب)
&ما بریم بخوابیم..شما هم زود بخوابین..بیا عشقم
£بریم..
سونگمین:رفتن؟
هان:آره..آره
سونگمین:هیون تو چرا به ا/ت گفتی که عاشقشی؟
هیونجین:من بهش اعتراف کرده بودم!
فلیکس:هاااااا؟
هیونجین:من عاشق ا/تم براش میمیرم(خدانکنه هیونی)من عاشقشم..هق.. اگه درخواست چان رو قبول نمیکرد..هق.. میخواستم من باهاش ازدواج کنم..هق..هق..
جونگین:عجب!
£چییی؟
چانگبین:تو از کِیِه اینجایی؟
£از اولش!!!
هیونجین:......
£هیون
هیونجین:......
£هیونننننننن(داد)
& چیشده چرا داد میزنی؟
£راسته یا دروغغغغغ؟(داد)
هیونجین:....راسته ا/ت راسته(کمی با داد)
£......
&چیشد؟چی راسته؟
فلیکس:(قضیه رو گفت)
هیونجین:تو مگه دوستم نداری؟
£(قلبش).....(ذهنش)من به چان خیانت نمیکنم
£آر..نه
&ا/ت!
هیونجین:اوومم معلوم شد هم دوستم داری هم نداری
فلیکس:هیون بسه بریم بخوابیم فردا صحبت میکنیم
هیونجین:نه فردا نه همین الان
&برات متاسفم ا/ت
£چاننن!
£همش تقصیر توعههههه..هق..همش تقصیر توعه..هق..همش..(بیهوش شد)
هیونجین:(در حالی که ا/ت بغلشه)ا/تتت چاننننن
&ا/ت...ا/ت..ا/ت..خوبی؟
هان:نبضش... نمیزنه
&ا/ت!
(گریه فراوان)
ببخشید بخاطر پایان تلخش ۱۰ پارتی بعدی یکم منحرفانه و عاشقانه تره
- ۸.۶k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط