دقیقا نمیدونم از کِی شروع شد،اما دیگه خیلی وقته نمیتونم ا

دقیقا نمیدونم از کِی شروع شد،اما دیگه خیلی وقته نمیتونم ادمارو تحمل کنم. نمیتونم وایسم و صبر کنم تا بهم ثابت بشه که شاید این یکی فرق داشته باشه با بقیه.فقط به تهش فکر میکنم.اینکه من یه آدم خسته و کسل کننده‌ام. و خب اون طرف مقابلم هرچقدرم خوب باشه خسته میشه و میره و من دیگه سرم برای ریزش آوار بعدی جا نداره.

#Farzaneh_22_
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲ × چشم ...خیلی ممنون‌..........( و جیمین با استرس اینک...

Part ³⁶ویو جونگکوکرسیدیم عمارت پیاده شدم و درو واسه فسقلی با...

@mobina.one https://wisgoon.com/v/TZBJ5U2ZKQشما ریشه فرشای خ...

حاجی بعضیاتون واقعا مسخره اید🤣جدیدا توی کامیونیتی خیلی تریس ...

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

امممممممممم سلام * ~ *چطورین؟اومدم که بگم...یکم حالم خوب نیس...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۱ویو کایلا:+جو...

سلام بچه هامیخواستم یه چند کلام حرف بزنم .من خیلی وقته دارم ...

#برادر ناتنی من

You are mine...⁶کمی بعد،غذا رو اوردن..+ببرید توی اتاق ملکه س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط