من عاشق نمیشم 🚫🍷
پارت ۱۰
$ اره این همه نپر وسط حرفم
- باش
$ من یه سال قبل ازدواجم عاشق یه پسر از یه خاندان دیگه شدم الان میگی خوبه ولی اون پسر جزو یکی از خاندان های سامورایی بوده
- ببخشید میپرم وسط حرفت ولی مگه خاندان های سامورایی دشمنای خاندان ما نیستن
$ اره مشکل اینجا بود ما واقعا همدیگر رو دوست داشتیم ولی وقتی پدرم فهمید ما رو از هم جدا کرد ولی دیر شده بود یه هفته بعد جدایمون فهمیدم که حامله ام ولی به هیشکس نگفتم چون میدونستم که مجبورم میکنن که سقد کنم وقتی هم که پدرم فهمید فقط یه ماه به زایمانم مونده بود و پدرم هیچ کاری نمی تونست کنه و وقتی هم که تو به دنیا آمدی برام یه زن گرفت خوب اون زن هم کویو بود
- الان پدر من کیه
$ ببخشید دازای ولی الان نمی تونم بهت بگم
- ولی چرا
$ چون اگه پدربزرگ بفهمه که بهت گفتم نه من و نه تو رو زنده نمی زاره واقعا ببخشید پ..پس..پسرمم........ ب..ب..بب.. خ....ش....شی...د.... دا....ز....ا..ی ( بچه نقطه ها موری داره گریه میکنه)
- بابا ببخشید نمی خواستم اذیتت کنم بابا گریه نکن ..هق.. گریه ..هق...گر..ی..ه...هق..ن..ک..ن...با...با ب..را..ی چ.ی ..ز.و..د..تر نگ..ف..تی ب.هم( خوب بچه ها الان دازای داره گریه میکنه منم گریم گرفته😭)
$ دازای گریه نکن من فقط نمی خواستم که تورو هم از دست بدم ولی
- بابا تو راست گفتی من عاشق شدم ولی او آیا منو دوست داره
$ یه هفته وقت داریم دلشو به دست بیاریم
-بابا تو هم کمک میکنی
$ البته
( آتسوشی)
£ هی هی چویا
+ چیه
£ چرا معشوقت به من گفت گشنه چرا عرررررررررررررررر
+ اون معشوقم نیست و این همه گریه نکن سرم درد میکنه خالهههه
( بچه ها اینجا ما با دوتا بچه مهدکودکی را در حال دعوا میبینیم😆)
& بله آتسوشی اینقدر چویا رو اذیت نکن
£ مامان تو الان مامان منی یا چویا
& بسه دیگه سرم رفت
+ خاله ساعت چند
& 11:45دقیقه
+ من باید برم دست درد نکنه خاله جون میبینمتون خداحافظ
& بیشتر میموندی چرا اینقدر زود میری
+ باید برم سر کار
& باش مراقب باش خداحافظ
+ خدانگهدار خاله جان
£مامان من تا جلوی در با چویا میرم باش
& باش
( جلوی در)
£ هی چویا فردا میای دیگه
+ کجا
£ سر قبر من
+ باشه یه لباس مجلسی خوشگلم میپوشم 😆
£ هر هر نخند
+ باش باش کجا رو میگی
£ مدرسه
+ باشه میام
£ خداحافظ میبینمت
+ بای
( چویا )
داشتم میرفتم سمت بار که رئیس بار بهم زنگ زد
¢ آلو سلام چویا
+ سلام ریئس چی شده
¢ امروز بار بستس نمی خوای بیای
+ چی
¢ همین دیگه خداحافظ
+ باش خدانگهدار
چی شد الان بار رو بسته عجیبه حالا ولش کن بریم خونه باز می داره بهم زنگ میزنه دست از سر ما ور نمی دارد
+ آلو شما
- هی چویا شمارمو سیو نکردی ناراحت شدم
+ بامن چی کار داری
- می شه بیام خونتون
+ با اون کاری که تو کردی حتما میزارم درازه بیخود
- باش میام دنبالت بیا خونه من
+ چرا من باید بیام خونه تو
- بیای یا بیام
+ بیا
- باشه آمدم
+ آلو
- ......
برم داخل امکان ندارد بیاد
( داخل اتاق)
+ آه خسته شدم
- چرا خسته شدی
+ یا خود خدااااااا
- آروم باش منم
+ تو تو اتاق من چیکار میکنی
- منتظر تو بودم دیگه
+ تو چطوری آمدی داخل
- کلید داشتم
+ تو کلیدها یک خونه رو کپی کردی
- اره
+ تو تو میکشمت
- راستی یه نفر رو می خوام بهت نشون بدم
+ کی
- پدرم
+ من برای چی باید پدر تو رو ببینم
- چون قرار ازین به بعد با من زندگی کنی
+ فکر شم نکن
- این بابام
$ سلام یه لحظه تو
+ دازای تو پسر ریئس مافیای
- ها چی
$ اوه چویا پارسال دوست امسال آشنا
- چی دارید میگید شما دوتا.
$ من چویا رو از مبارزه ۱۱ سال پیش می شناسم
- همون مبارزی که من یه مردی با رنگ مو کاراملی و چشمای آبی رو گشتم
+ خفه شو خفه شو عوضی
- چویا چی شده
+ تو تو بودی اونی که پدرمو جلوی چشمام کشت تو بودی میکشمت
- چی چویا صبر کن
+ ولم کن عوضی.
.
.
. پایان ادامه دارد.
خوب بچه ها اینم پارت برای پارت بعد ۸تایک ۷کامنت بای بای👋
۳۱تایی شیم پارت میدم یا باید شرط کامل شه یا ۳۱تایی شیم
خود دانید
$ اره این همه نپر وسط حرفم
- باش
$ من یه سال قبل ازدواجم عاشق یه پسر از یه خاندان دیگه شدم الان میگی خوبه ولی اون پسر جزو یکی از خاندان های سامورایی بوده
- ببخشید میپرم وسط حرفت ولی مگه خاندان های سامورایی دشمنای خاندان ما نیستن
$ اره مشکل اینجا بود ما واقعا همدیگر رو دوست داشتیم ولی وقتی پدرم فهمید ما رو از هم جدا کرد ولی دیر شده بود یه هفته بعد جدایمون فهمیدم که حامله ام ولی به هیشکس نگفتم چون میدونستم که مجبورم میکنن که سقد کنم وقتی هم که پدرم فهمید فقط یه ماه به زایمانم مونده بود و پدرم هیچ کاری نمی تونست کنه و وقتی هم که تو به دنیا آمدی برام یه زن گرفت خوب اون زن هم کویو بود
- الان پدر من کیه
$ ببخشید دازای ولی الان نمی تونم بهت بگم
- ولی چرا
$ چون اگه پدربزرگ بفهمه که بهت گفتم نه من و نه تو رو زنده نمی زاره واقعا ببخشید پ..پس..پسرمم........ ب..ب..بب.. خ....ش....شی...د.... دا....ز....ا..ی ( بچه نقطه ها موری داره گریه میکنه)
- بابا ببخشید نمی خواستم اذیتت کنم بابا گریه نکن ..هق.. گریه ..هق...گر..ی..ه...هق..ن..ک..ن...با...با ب..را..ی چ.ی ..ز.و..د..تر نگ..ف..تی ب.هم( خوب بچه ها الان دازای داره گریه میکنه منم گریم گرفته😭)
$ دازای گریه نکن من فقط نمی خواستم که تورو هم از دست بدم ولی
- بابا تو راست گفتی من عاشق شدم ولی او آیا منو دوست داره
$ یه هفته وقت داریم دلشو به دست بیاریم
-بابا تو هم کمک میکنی
$ البته
( آتسوشی)
£ هی هی چویا
+ چیه
£ چرا معشوقت به من گفت گشنه چرا عرررررررررررررررر
+ اون معشوقم نیست و این همه گریه نکن سرم درد میکنه خالهههه
( بچه ها اینجا ما با دوتا بچه مهدکودکی را در حال دعوا میبینیم😆)
& بله آتسوشی اینقدر چویا رو اذیت نکن
£ مامان تو الان مامان منی یا چویا
& بسه دیگه سرم رفت
+ خاله ساعت چند
& 11:45دقیقه
+ من باید برم دست درد نکنه خاله جون میبینمتون خداحافظ
& بیشتر میموندی چرا اینقدر زود میری
+ باید برم سر کار
& باش مراقب باش خداحافظ
+ خدانگهدار خاله جان
£مامان من تا جلوی در با چویا میرم باش
& باش
( جلوی در)
£ هی چویا فردا میای دیگه
+ کجا
£ سر قبر من
+ باشه یه لباس مجلسی خوشگلم میپوشم 😆
£ هر هر نخند
+ باش باش کجا رو میگی
£ مدرسه
+ باشه میام
£ خداحافظ میبینمت
+ بای
( چویا )
داشتم میرفتم سمت بار که رئیس بار بهم زنگ زد
¢ آلو سلام چویا
+ سلام ریئس چی شده
¢ امروز بار بستس نمی خوای بیای
+ چی
¢ همین دیگه خداحافظ
+ باش خدانگهدار
چی شد الان بار رو بسته عجیبه حالا ولش کن بریم خونه باز می داره بهم زنگ میزنه دست از سر ما ور نمی دارد
+ آلو شما
- هی چویا شمارمو سیو نکردی ناراحت شدم
+ بامن چی کار داری
- می شه بیام خونتون
+ با اون کاری که تو کردی حتما میزارم درازه بیخود
- باش میام دنبالت بیا خونه من
+ چرا من باید بیام خونه تو
- بیای یا بیام
+ بیا
- باشه آمدم
+ آلو
- ......
برم داخل امکان ندارد بیاد
( داخل اتاق)
+ آه خسته شدم
- چرا خسته شدی
+ یا خود خدااااااا
- آروم باش منم
+ تو تو اتاق من چیکار میکنی
- منتظر تو بودم دیگه
+ تو چطوری آمدی داخل
- کلید داشتم
+ تو کلیدها یک خونه رو کپی کردی
- اره
+ تو تو میکشمت
- راستی یه نفر رو می خوام بهت نشون بدم
+ کی
- پدرم
+ من برای چی باید پدر تو رو ببینم
- چون قرار ازین به بعد با من زندگی کنی
+ فکر شم نکن
- این بابام
$ سلام یه لحظه تو
+ دازای تو پسر ریئس مافیای
- ها چی
$ اوه چویا پارسال دوست امسال آشنا
- چی دارید میگید شما دوتا.
$ من چویا رو از مبارزه ۱۱ سال پیش می شناسم
- همون مبارزی که من یه مردی با رنگ مو کاراملی و چشمای آبی رو گشتم
+ خفه شو خفه شو عوضی
- چویا چی شده
+ تو تو بودی اونی که پدرمو جلوی چشمام کشت تو بودی میکشمت
- چی چویا صبر کن
+ ولم کن عوضی.
.
.
. پایان ادامه دارد.
خوب بچه ها اینم پارت برای پارت بعد ۸تایک ۷کامنت بای بای👋
۳۱تایی شیم پارت میدم یا باید شرط کامل شه یا ۳۱تایی شیم
خود دانید
- ۵.۵k
- ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط